گروچو مارکس (کمدین آمریکایی در دوران فیلمهای صامت) میگفت: «سیاست هنر این است که دنبال دردسر بگردی، همه جا پیدایش کنی، دلیلش را درست تشخیص ندهی و سرانجام برای درمانش داروی نادرست تجویز کنی!» یکی از این دردسرهای نا محبوب اهالی سیاست ایران چیزی نیست جز «لیبرالیسم». میتوان نقد آن را از محافل به اصطلاح روشنفکری گرفته تا نشستهای سیاسی و حتی مجالس وعظ مذهبی شنید، مسابقهای در لعن و نفرین برپاست و همه تلاش دارند از ثواب نقد «لیبرالیسم» عقب نمانند.
اقتصاد ایران گرچه مدتها است که از دشواریهایی رنج میبرد که اهم آنها رشد اقتصادی نسبتا پایین و نرخ تورم نسبتا بالا بوده، اما اکنون در شرایط دشوارتری قرار دارد. اگر اصلاحات اقتصادی در گذشته یک نیاز مهم بود اکنون اجتنابناپذیر شده است و حتی اگر نظام سیاستگذاری ابتکار عمل انجام اصلاحات اساسی را به دست نگیرد، شرایط بهصورت جبری تحمیل میشود.
روزنامه رسالت:
یک استاد دانشگاه که عالیترین مدارج علمی را از دانشگاههای معتبر آمریکا در زمینه حقوق بین الملل و جامعهشناسی دارد، در معتبرترین دانشگاههای کشور تدریس میکند. سر کلاس هم یک کلمه از خدا و قیامت و پیامبر و وحی و... نمی گوید، مبلّغ و مروّج لیبرالیسم و سکولاریسم هم هست، یک دفعه سر از یک سرویس جاسوسی درمیآورد و سرّی ترین اسرار کشور در حوزه دفاعی را در اختیار دشمن قرار میدهد.
از مهاجرت- که از زمان ظهور جبهه ملی بهعنوان معضلی محوری تلقی میشد- کمتر بهعنوان منبع مشکلات دیگری مانند امنیت، دزدی و انواع دیگری از جرائم، فقدان هویت فرهنگی، ظهور اسلام، چندفرهنگیگرایی و جماعتگرایی نام برده میشود. این نگرش از مهاجرت بهعنوان علت افول ملی ارتباط اندکی با دیدگاههای دست راستی و محافظهکارانه دارد.
دنیای اقتصاد:
پوپولیستی که با شعار حمایتگرایانه «اول آمریکا»، قصد فروریختن بنای جهانیگرایی داشته حالا خود در میان نخبگان لیبرالیسم در داووس قرار گرفته و بناست تا خود را ستاره این شوی بزرگ جهانی نشان دهد.
محمدعلی ابطحی می گوید: حس من این است که لاریجانی علاقه دارد به جریان اصلاحات نزدیک شود اما هنوز بحثی درباره این موضوع در میان اصلاح طلبان نشده است. لاریجانی انسان هوشمندی است و به پشتوانه اعتباری اصلاح طلبان واقف است.