تعرفه جهانی ترامپ؛ شوک جدید به تجارت و بازارهای مالی

این تصمیم در زمانی مطرح می‌شود که اقتصاد جهانی هنوز با رشد شکننده، تورم چسبنده و نااطمینانی ژئوپلیتیک دست‌وپنجه نرم می‌کند. از همین رو، بازارها آن را نه یک موضع‌گیری انتخاباتی ساده، بلکه یک شوک بالقوه به نظم تجارت جهانی تلقی کرده‌اند.

چرا تعرفه ۱۵درصدی اهمیت دارد؟

تعرفه جهانی ۱۵درصدی در عمل به معنای افزایش هزینه واردات برای مصرف‌کننده آمریکایی است. این سیاست، بدون توجه به کشور مبدأ، قیمت طیف وسیعی از کالاها (کالاهای مصرفی تا نهاده‌های تولید) را بالا می‌برد. به بیان ساده، این تعرفه نوعی مالیات غیرمستقیم بر مصرف است که مستقیما به سبد هزینه خانوارها منتقل می‌شود.

برآوردهای اولیه نشان می‌دهد که چنین سیاستی می‌تواند بین ۰.۷ تا ۱.۲ واحد درصد به نرخ تورم آمریکا در افق یک‌ساله اضافه کند. این موضوع درست در نقطه‌ای قرار می‌گیرد که فدرال‌رزرو تلاش دارد تورم را مهار کرده و مسیر سیاست پولی را عادی‌سازی کند.

پیامدها برای سیاست پولی آمریکا

افزایش تورم ناشی از تعرفه، دست فدرال‌رزرو را برای کاهش نرخ بهره می‌بندد. حتی اگر رشد اقتصادی تحت فشار قرار گیرد، تورم وارداتی می‌تواند بانک مرکزی آمریکا را در یک تله سیاستی قرار دهد: از یک‌سو، کاهش نرخ بهره برای حمایت از رشد ضروری است؛ از سوی دیگر، فشارهای تورمی اجازه چنین اقدامی را نمی‌دهد. نتیجه محتمل، تداوم نرخ‌های بهره بالا برای مدت طولانی‌تر است؛ سناریویی که نه‌تنها برای اقتصاد آمریکا، بلکه برای کل اقتصاد جهانی پیامد دارد.

واکنش بازارهای مالی جهانی

بازار سهام: در کوتاه‌مدت، افزایش نااطمینانی و ریسک جنگ تجاری می‌تواند نوسانات بازار سهام را تشدید کند. شرکت‌هایی که وابستگی بالایی به زنجیره تامین جهانی دارند (به‌ویژه در بخش‌های فناوری، خرده‌فروشی و خودروسازی) در معرض فشار بیشتری قرار می‌گیرند. در مقابل، برخی صنایع داخلی آمریکا یا بخش‌های دفاعی و انرژی ممکن است آسیب کمتری ببینند.

دلار آمریکا: تعرفه‌های فراگیر معمولا اثر دوگانه بر دلار دارند. از یک‌سو، تورم بالاتر و نرخ بهره بالاتر از دلار حمایت می‌کند؛ از سوی دیگر، تضعیف تجارت جهانی می‌تواند به رشد اقتصادی آمریکا لطمه بزند. با این حال، تجربه نشان می‌دهد در دوره‌های تنش تجاری، دلار اغلب به‌عنوان دارایی امن تقویت می‌شود. بنابراین، در مجموع می‌توان انتظار داشت دلار در برابر بسیاری از ارزهای جهانی، به‌ویژه ارزهای اقتصادهای نوظهور، قوی‌تر بماند.

طلا: اگرچه دلار قوی معمولا به زیان طلاست، اما تشدید ریسک‌های ژئوپلیتیک و تجاری، جذابیت طلا را به‌عنوان ابزار پوشش ریسک افزایش می‌دهد. از این منظر، تعرفه جهانی ترامپ می‌تواند یک حمایت ساختاری برای قیمت طلا ایجاد کند، حتی اگر جهش‌های سریع قیمتی رخ ندهد.

اثرات غیرمستقیم بر اقتصاد ایران

اگرچه ایران به‌طور مستقیم در تجارت با آمریکا نقشی ندارد، اما این سیاست از مسیرهای غیرمستقیم می‌تواند بر اقتصاد کشور اثرگذار باشد. تقویت دلار در سطح جهانی، معمولا به افزایش فشار بر ارزهای پیرامونی و اقتصادهای تحریم‌شده منجر می‌شود. علاوه بر این، افزایش نااطمینانی در اقتصاد جهانی می‌تواند انتظارات تورمی را در داخل کشور تحت تاثیر قرار دهد. از سوی دیگر، حمایت نسبی از قیمت جهانی طلا، می‌تواند بر بازار طلا و سکه در داخل ایران نیز اثرگذار باشد؛ اثری که بیش از آنکه ناشی از عوامل داخلی باشد، ریشه در تحولات بین‌المللی دارد.

سناریوهای پیش‌رو

استفاده ابزاری از تعرفه‌ها: در این سناریو، تعرفه ۱۰درصدی بیشتر نقش اهرم مذاکره را بازی می‌کند و در نهایت با معافیت‌ها و توافق‌های دوجانبه تعدیل می‌شود. اثرات اقتصادی محدود و کوتاه‌مدت خواهد بود.

اجرای ناقص و تدریجی: تعرفه‌ها اعمال می‌شوند، اما با استثناها و تاخیر. تورم چسبنده‌تر می‌شود و سیاست پولی انقباضی برای مدت طولانی‌تری ادامه می‌یابد.

جنگ تجاری تمام‌عیار: شرکای تجاری آمریکا اقدام متقابل انجام می‌دهند و تجارت جهانی وارد فاز تنش می‌شود. در این حالت، رشد جهانی تضعیف شده و دارایی‌های امن مانند دلار و طلا تقویت می‌شوند.

سخن نهایی

تعرفه جهانی ۱۵درصدی ترامپ، اگر از مرحله اعلام فراتر رود، صرفا یک تصمیم سیاسی نخواهد بود؛ بلکه یک شوک واقعی به اقتصاد و بازارهای جهانی محسوب می‌شود. این سیاست می‌تواند تورم را تقویت، رشد را تضعیف و فضای نااطمینانی را تشدید کند. برای اقتصادهایی مانند ایران، اثرات غیرمستقیم این تصمیم—از مسیر دلار، طلا و انتظارات تورمی—اهمیت بیشتری از روابط تجاری مستقیم دارد. سال پیش رو، در صورت تحقق چنین سیاستی، سالی با نوسان بالا و ریسک‌های فزاینده برای اقتصاد جهانی خواهد بود.

* تحلیلگر بازارهای مالی