اجاره ابرنفتکشها از ابتدای سال ۲۰۲۶ به ۱۷۰ هزار دلار رسیده است؛
سونامی کرایه نفتکشها
بر اساس دادههای منتشرشده توسط دادههای گروه بورس و بازارهای مالی لندن(LSEG)، هزینه اجاره یک نفتکش بسیار بزرگ موسوم به VLCC با ظرفیت حمل دومیلیون بشکه نفت از خاورمیانه به چین، از ابتدای سال میلادی تاکنون بیش از سه برابر شده و به بیش از ۱۷۰ هزار دلار در روز رسیده است؛ سطحی که از آوریل ۲۰۲۰ تاکنون بیسابقه بوده است. این جهش در حالی رخ داده که بازار جهانی نفت هنوز با مازاد عرضه مزمن مواجه نیست و حتی برخی شاخصها از تعادل نسبی عرضه و تقاضا حکایت دارند. بنابراین، موتور اصلی رشد کرایهها را باید در ریسکهای امنیتی و تغییر الگوهای تجاری جستوجو کرد. دادههای شرکت رهگیری کشتیرانی Kpler نشان میدهد صادرات نفت خام خاورمیانه در ماه فوریه از ۱۹میلیون بشکه در روز فراتر رفته؛ بالاترین سطح از آوریل ۲۰۲۰.
نقش دوگانه ایران
عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ایران در صدر افزایشدهندگان صادرات قرار دارند. در این میان، نقش ایران دوگانه است: از یکسو افزایش صادرات، بهویژه به بازارهای آسیایی، حجم تقاضا برای شناورهای نفتی را بالا برده و از سوی دیگر، تهدیدهای نظامی علیه تهران، هزینه ریسک حمل این محمولهها را افزایش داده است. تحلیلگران بازار حملونقل دریایی معتقدند بخشی از این رشد تقاضا ناشی از تغییر مسیر واردات نفت هند است. دهلینو پس از کاهش واردات از روسیه، بار دیگر به سمت نفت خاورمیانه چرخیده است؛ چرخشی که به معنای افزایش سفرهای بلندمدت نفتکشهای غولپیکر در مسیر خلیجفارس است. جون گو، تحلیلگر ارشد موسسه Sparta Commodities، معتقد است مجموعهای از عوامل بنیادین، از جمله افزایش تولید اوپکپلاس و رشد تقاضای پالایشگاهی هند، به تقویت بازار کرایهها کمک کرده است. با این حال، آنچه بازار را ملتهب کرده، نه صرفا عرضه و تقاضا، بلکه «ادراک ریسک» است.
در سناریوی تشدید تنش میان تهران و واشنگتن، نقطه کانونی بحران بیتردید تنگه هرمز خواهد بود؛ شاهراهی که حدود یکسوم تجارت دریابرد نفت جهان از آن عبور میکند. هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه ایران و پاسخ متقابل تهران(از جمله تهدید به اخلال در عبور و مرور نفتکشها) میتواند حق بیمه جنگ را بهسرعت افزایش دهد. کارگزار کشتیرانی Clarksons در یادداشتی هشدار داده که نرخهای نقدی VLCC حتی بدون حذف فیزیکی بشکهها از بازار نیز میتوانند جهش کنند، زیرا بازار بهسرعت ریسک ادراکشده را در قالب افزایش حق بیمه و مطالبه کرایه بالاتر از سوی مالکان کشتی بازقیمتگذاری میکند. به بیان دیگر، برای جهش نرخ حمل، الزاما نیازی به بسته شدن تنگه هرمز یا توقف صادرات نیست؛ کافی است احتمال آن جدی تلقی شود. در چنین فضایی، چارترکنندگان (اجارهکنندگان کشتی) برای کاهش عدمقطعیت زمانی، اقدام به رزروهای زودهنگام میکنند و همین شتاب در تقاضا، مارپیچ افزایشی نرخها را تقویت میکند.
ریسک اختلالات الکترونیکی
همزمان گزارشهایی از افزایش ریسک اختلالات الکترونیکی در آبهای خلیج عمان و تنگه هرمز منتشر شده است. موسسه مدیریت ریسک دریایی Dryad Global اعلام کرده ترافیک تجاری با خطر بالاتر پارازیت GPS و دستکاری سامانه رهگیری AIS مواجه است؛ مسالهای که به مانورهای نظامی ایران نسبت داده میشود. این اختلالات، حتی در صورت عدم درگیری مستقیم، میتواند هزینه عملیاتی و بیمهای کشتیها را بالا ببرد. از سوی دیگر، ساختار عرضه ناوگان جهانی نفتکش نیز به نفع افزایش نرخها تغییر کرده است.
طی سالهای اخیر صدها نفتکش قدیمی به «ناوگان سایه» پیوستهاند؛ شبکهای از کشتیها با پوشش بیمهای نامشخص که در حمل نفت تحریمی ایران و روسیه فعالاند. شرکتهای بزرگ نفتی و پالایشگاههای بینالمللی از بهکارگیری این کشتیها خودداری میکنند، در نتیجه ظرفیت ناوگان رسمی و قابلقبول برای تجارت متعارف کاهش یافته است. این محدودیت عرضه، در شرایط رشد صادرات خاورمیانه، به اهرم مضاعفی برای افزایش کرایهها بدل شده است.
در این میان، تحرکات یک بازیگر آسیایی نیز بازار را غافلگیر کرده است. گروه کشتیرانی کرهجنوبی Sinokor با خریدهای گسترده ناوگان حمل نفت خام، سهم قابلتوجهی از ناوگان فعال بازار نقدی را در اختیار گرفته است. برآورد سه کارگزار نشان میدهد این شرکت هماکنون حدود ۷۸ فروند VLCC را کنترل میکند و احتمال دارد این رقم در کوتاهمدت به ۸۸ فروند برسد؛ سطحی که آن را به بزرگترین اپراتور تجاری این بخش بدل میکند. تمرکز بیسابقه مالکیت در دست یک بازیگر، قدرت چانهزنی مالکان را در تعیین نرخهای ۳۰ روزه افزایش داده و انعطاف بازار را کاهش داده است. پیامد این تحولات برای ایران چندلایه است.
سناریوی تداوم تنش
در سناریوی تداوم تنش بدون درگیری مستقیم، تهران از محل افزایش صادرات و رشد قیمت حمل میتواند از حاشیه سود بالاتر در معاملات خاص بهره ببرد، بهویژه اگر بخشی از هزینههای حمل به خریداران منتقل شود. اما در سناریوی تشدید نظامی، هزینههای بیمه جنگ و ریسک عملیاتی میتواند بخش قابلتوجهی از این منافع را خنثی کند. افزون بر آن، هرگونه اختلال در تنگه هرمز، حتی کوتاهمدت، میتواند به کاهش موقت صادرات ایران بینجامد؛ موضوعی که در شرایط تحریم، ضربهای مضاعف خواهد بود.
برای آمریکا نیز معادله ساده نیست. افزایش نرخ حمل و بیمه، به معنای رشد هزینه واردات نفت برای متحدان آسیایی واشنگتن است؛ هزینهای که در نهایت میتواند به رشد قیمت فرآوردهها و فشار تورمی منجر شود. از این منظر، بازار نفتکشها به شاخص پیشنگر تنشهای ژئوپلیتیک بدل شده است؛ بازاری که سریعتر از خود نفت خام به تهدیدها واکنش نشان میدهد. با این حال، برخی تحلیلگران هشدار میدهند که تداوم کرایههای بسیار بالا میتواند سودآوری پالایشگاهها را تحت فشار قرار دهد و در نهایت به کاهش تقاضا برای نفتکشها بینجامد. اگر هزینه حمل بیش از حد افزایش یابد، حاشیه سود پالایشی کاهش یافته و پالایشگاهها ممکن است نرخ بهرهبرداری را پایین بیاورند؛ اتفاقی که در میانمدت میتواند از شدت بازار صعودی بکاهد. در مجموع، جهش ششساله کرایه
VLCCها را باید حاصل همافزایی سه عامل دانست: رشد صادرات خاورمیانه، محدودیت عرضه ناوگان رسمی و مهمتر از همه، سایه سنگین احتمال درگیری ایران و آمریکا. تا زمانی که این ریسک ژئوپلیتیک بر فراز تنگه هرمز باقی بماند، بازار حملونقل نفت نیز با پریمیوم نااطمینانی معامله خواهد شد؛ پریمیومی که نه در میدانهای نفتی، بلکه در اتاقهای جنگ و محاسبات راهبردی شکل میگیرد.