سایه ریسک ژئوپلیتیک

بازارها نشان می‌دهند پیامدهای ایران احتمالا طولانی شده و گسترش خواهد یافت. پایان این ماجرا چگونه خواهد بود؟ شاید پاسخ این پرسش کمتر به پهپادها، کشتی‌ها و توپخانه مربوط باشد و بیشتر به زنجیره‌های تامین، تورم و بازارهای بدهی. از زمانی که جنگ در اوکراین در سال ۲۰۲۲ آغاز شد، دیده‌ایم که چگونه تبدیل انرژی و تجارت به ابزار فشار می‌تواند شوک‌های تورمی ایجاد کند که به فروش گسترده کوتاه‌مدت در بازار اوراق قرضه منجر می‌شود. این وضعیت به نوبه خود می‌تواند مسیر رویدادهای سیاسی را تغییر دهد.

بحران اوراق قرضه دولتی بریتانیا که به سقوط دوران کوتاه نخست‌وزیری لیزا تراس انجامید، تا حدی در همین بستر رخ داد. همچنین تغییر بزرگ در نگرش اروپا نسبت به سیاست صنعتی و افزایش هزینه‌های دفاعی نیز پس از حمله روسیه به اوکراین و جنگ تعرفه‌ای جهانی آمریکا شکل گرفت.

در ماه‌های اخیر نیز تلاطم بازار اوراق قرضه به‌دلیل تعرفه‌های آمریکا و ممنوعیت صادرات عناصر نادر خاکی از سوی چین، به شکل‌گیری معامله‌ای موسوم به «Taco trade» انجامید؛ زمانی که ترامپ مجبور شد بیشتر تعرفه‌های متقابل خود را متوقف کند، زیرا فروش گسترده اوراق خزانه‌داری باعث جهش شدید بازدهی آنها شده بود. در نتیجه، سهام و دلار نیز تضعیف شدند و یک فروش همزمان نادر در سه بازار رخ داد.

بنابراین اکنون بازارها چه پیامی می‌دهند؟ این جنگ ممکن است چه مدت ادامه یابد؟ حدس من این است: بیشتر از آنچه مایل باشید.

درحالی‌که آمریکا دلایل زیادی برای پایان سریع درگیری دارد، زیرا افزایش قیمت بنزین می‌تواند در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر به جمهوری‌خواهان آسیب بزند، اما حکومت ایران احتمالا با طولانی کردن فشار از طریق حملات پهپادی و حمله به همسایگان در خلیج فارس چیزهای زیادی برای به دست آوردن دارد. چنین اقداماتی بازارهای انرژی را بیشتر مختل می‌کند و تورم را در سراسر جهان بالا می‌برد. همان‌طور که تحلیلگر لوک گرومن در خبرنامه‌ای اخیرا نوشت: «ایران لازم نیست ارتش آمریکا را شکست دهد؛ کافی است بازار اوراق خزانه‌داری آمریکا را شکست دهد.» منظور این است که یک سقوط جدی در بازار اوراق می‌تواند آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کند.

آیا چنین چیزی محتمل است؟ و چه مدت طول می‌کشد؟ قطعا بیش از چند هفته، و همه چیز هم در اختیار ترامپ نیست. بله، قیمت بنزین در آمریکا افزایش یافته است، هرچند نه به اندازه اروپا، و بازده اوراق ده‌ساله خزانه‌داری دوباره به بالای ۴درصد رسیده است؛ موضوعی که می‌تواند روند تازه شکل‌گرفته بهبود بازار مسکن آمریکا را سرد کند. این مساله همچنین معامله‌گرانی را که اخیرا به اوراق خزانه به‌عنوان ابزار پوشش ریسک نگاه می‌کردند و بسیاری از کسانی را که انتظار کاهش نرخ بهره  را داشتند، ناامید خواهد کرد. با این حال دلار همچنان قوی باقی مانده است، زیرا شوک نفتی در کوتاه‌مدت بیشتر به اروپا و واردکنندگان در بازارهای نوظهور ضربه می‌زند.

با این حال، همان‌طور که تجربه اوکراین نشان داد، تورم یک ضربه واحد نیست. ابتدا در سوخت ظاهر می‌شود، سپس به غذا سرایت می‌کند—تا حدی از طریق کودهای شیمیایی که به‌شدت به انرژی وابسته‌اند—و بعد به سایر کالاهایی که به نفت وابسته‌اند. همان‌طور که مت لکستوتیس، مدیر شرکت مشاوره زنجیره تامین Efficio در لندن، اشاره می‌کند: «تورم هزینه‌ای ناشی از جنگ در حال حاضر در حال حرکت به سمت بالادست زنجیره است و مواد اولیه و لجستیک را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ همچنین طولانی‌تر شدن زمان حمل‌ونقل فشار نقدینگی بر برخی کسب‌وکارها وارد می‌کند.» صنایعی که بیش از همه در معرض خطرند شامل پتروشیمی‌ها، پلاستیک و آلومینیوم هستند.

در همین حال چین، بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران، ممکن است از مزیت ژئواکونومیک خود استفاده کند؛ مزیتی که از طریق خرید بنادر در سراسر جهان و «کنترل بخش بزرگی از ناوگان کشتی‌های جهان» به دست آورده است، همان‌طور که لکستوتیس می‌گوید. اگر چنین کند، هزینه‌های حمل‌ونقل و تورم کالاها در بسیاری از بخش‌های دیگر می‌تواند به‌شدت افزایش یابد.

علاوه بر این، آسیب‌پذیری‌هایی نیز از قبل در بازارهای جهانی اوراق قرضه وجود دارد. همان‌طور که گزارش بدهی سال ۲۰۲۶ سازمان OECD که هفته گذشته منتشر شد نشان می‌دهد، دارایی‌های کوتاه‌مدت مانند اسناد خزانه به «منبعی هرچه مهم‌تر برای تامین مالی» تبدیل شده‌اند و اکنون از نظر حجم انتشار از اوراق با نرخ ثابت پیشی گرفته‌اند و حدود ۱۵ درصد از کل موجودی بدهی را تشکیل می‌دهند.

در عین حال، سهم بیشتری از اوراق دولتی و شرکتی نسبت به گذشته در اختیار سرمایه‌گذاران کوتاه‌مدت و حساس به قیمت، به‌ویژه صندوق‌های پوشش ریسک، قرار گرفته است. تمایل این نهادها به فروش در زمان رکود، به‌ویژه در جریان رویدادهای ژئوپلیتیک، و شفافیت اندک آنها باعث می‌شود بازارها آسیب‌پذیرتر شوند. همان‌طور که نویسندگان گزارش اشاره می‌کنند، «صندوق‌های پوشش ریسک دقیقا زمانی که بازار بیش از هر زمان دیگری به نقدینگی نیاز دارد، تمایل دارند موقعیت‌های خود را نقد کرده و از بازار خارج شوند.» اگر عواملی مانند حجم قابل‌توجه ارزهای دیجیتال در نظام مالی را نیز به این مجموعه اضافه کنیم، تصور یک بحران سریع در بازارها چندان دشوار نیست. در دنیای امروز، هرچند ژئوپلیتیک بسیار پیچیده است، اما ژئواکونومیک حتی پیچیده‌تر است. بله، تصاحب نفت ونزوئلا و ایران توسط آمریکا به‌وضوح پیامدهای منفی برای چین دارد و احتمالا بخشی از محاسبات جنگی ترامپ نیز همین است. اما اگر پیامد بلندمدت آن افزایش بازده اوراق قرضه، بالا رفتن تورم، که تنها تا حدی با تولید داخلی انرژی آمریکا مهار می‌شود، افزایش کسری بودجه آمریکا و در نهایت فروش گسترده اوراق خزانه‌داری باشد، اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهانی به‌شدت آسیب خواهند دید.

متاسفانه گمان می‌کنم این جنگ و داستان بازارهای مالی مرتبط با آن برای مدت قابل‌توجهی با ما باقی خواهد ماند.

* فایننشال تایمز