بازار چگونه جنگ را قیمتگذاری میکند؟
بازارها آیندهنگر هستند. آنها فقط به آنچه رخداده واکنش نشان نمیدهند؛ بلکه تلاش میکنند آنچه را انتظار دارند رخ دهد قیمتگذاری کنند.نفت معمولا اولین بازاری است که در زمان تنشهای خاورمیانه واکنش نشان میدهد و نقطهای که همیشه نگرانیها را تشدید میکند، تنگههرمز است. در این شرایط وقتی قیمت نفت جهش میکند، به این معنا نیست که عرضه همین حالا متوقف شدهاست؛ بلکه یعنی معاملهگران باور دارند احتمال اختلال در عرضه افزایش یافتهاست، بنابراین وقتی نفت جهش میکند، بازارها؛ در واقع باور دارند که ریسک اقتصادی بهمعنای واقعی افزایشیافته و این تنها یک بحران سیاسی نیست. تقاضای انرژی در کوتاهمدت معمولا کمکشش است. خانهها همچنان به گرمایش نیاز دارند، خودروها همچنان سوخت میخواهند و کارخانهها باید بهکار ادامه دهند، بنابراین وقتی اختلالی در زنجیره تامین انرژی رخ میدهد، بازارها کمتر بر کاهش تقاضا تمرکز میکنند و بیشتر بر تداوم محدودیتهای عرضه. در حالحاضر، شدت این جهش نشان میدهد؛ بازارها احتمال اختلال را بهطور جدی بازبینی میکنند. اگر قیمتها سریع تثبیت شوند، سرمایهگذاران احتمالا باور دارند که تنش مهار خواهدشد، اما اگر بالا بمانند، بازارها در حال ارسال این پیاماند که انتظار بیثباتی طولانیمدت را دارند.در زمان تشدید تنشها، دومین بازاری که باید به آن نگاه کرد،
بازار اوراق قرضه است. در دورههای عدمقطعیت، سرمایهگذاران معمولا پول خود را به این دسته از داراییهای امن منتقل میکنند. وقتی تعداد زیادی از سرمایهگذاران همزمان اوراق قرضه میخرند، قیمت اوراق بالا رفته و بازدهی آنها پایین میآید. برای فهم پیام بازار لازم نیست هر روز نمودار اوراق را دنبال کرد و اگر سرمایهگذاران حاضرند بازدهی کمتر را فقط برای حفظ امنیت پولشان بپذیرند، یعنی نگران هستند. در این میان اگر قیمت نفت در حال افزایش باشد و همزمان سرمایهگذاران بهطور گسترده به سمت اوراق دولتی امن حرکت کنند، بازارها؛ در واقع دو نگرانی را همزمان مخابره میکنند: ۱)قیمتهای بالاتر در کوتاهمدت۲) رشد اقتصادی ضعیفتر در آینده. این ترکیب برای هر اقتصادی دشوار است و بازار اوراق قرضه بهنوعی در حال اندازهگیری میزان اضطراب است.
بلاتکلیفی در بازار سهام
بازارهای سهام بازتابی از اعتماد سرمایهگذاران به شرکتها و رشد اقتصادی هستند. وقتی سهام بهطور ناگهانی سقوط میکند، معمولا یعنی سرمایهگذاران انتظار دارند سود شرکتها کاهش یابد یا شرایط کسبوکار بدتر شود، اما نکته کلیدی مدتزمان است.اگر بازار سهام برای مدت کوتاهی افت کند و سپس تثبیت شود، سرمایهگذاران احتمالا باور دارند که درگیری مهار خواهدشد، اما اگر زیانها گسترش یابد و ادامه پیدا کند، این نشان میدهد؛ بازارها انتظار یک دوره طولانیتر یا مختلکنندهتر را دارند. بهعبارتی بازارها تنها تیتر روزنامهها را پیشبینی نمیکنند. آنها برآورد میکنند که عدمقطعیت چقدر طول میکشد و تا چه اندازه میتواند بر تجارت، عرضه انرژی و اعتماد مصرفکننده اثر بگذارد. یکی از راههای فهم پویایی قیمتگذاری ریسک جنگ در بازار، نگاهکردن به آن از زاویه قیمتگذاری اختیار معامله است. دو عامل؛ زمان باقیمانده تا سررسید و نوسانات، نقش کلیدی در تعیین قیمت این دسته از معاملات دارند.
اگر اقتصاد جهانی را بهعنوان «دارایی پایه» درنظر بگیریم، یک شوک ژئوپلیتیک احتمال وقوع پیامدهای منفی را افزایش میدهد. سرمایهگذاران برای محافظت دربرابر این پیامدها اقدام میکنند که از نظر مفهومی شبیه خرید اختیار فروش(Put Option) است. اختیار فروش به دارنده اجازه میدهد دارایی را در قیمتی مشخص بفروشد، حتی اگر ارزش بازار آن بسیار پایینتر آمده باشد. در این چارچوب، زمان و عدمقطعیت هر دو بر نحوه قیمتگذاری ریسک توسط بازارها اثر میگذارند. نکته مهم این است که ارزش یک اختیار فروش فقط به ایندلیل افزایش نمییابد که دارایی پایه افت کردهباشد؛ بلکه به این دلیل که دامنه نتایج ممکن گستردهتر شدهاست. به بیان دیگر، توزیع احتمالات آینده پراکندهتر میشود.