پایان اقتدار پترو دلار؟

در سومین هفته از آغاز تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران، درگیری وارد مرحله‌‌‌ای تازه شده است. در حالی که بخش عمده‌‌‌ای از پوشش رسانه‌‌‌ای رژیم صهیونیستی و ایالات‌متحده جهت توجیه اقدامات خصمانه خود، بر برنامه هسته‌‌‌ای ایران متمرکز بوده، برخی تحلیلگران معتقدند ریشه اصلی بحران در جای دیگری نهفته است: نظام پترو‌‌‌دلار.

پترودلار برای سال‌ها ستون فقرات هژمونی اقتصادی آمریکا بوده است و اکنون به نظر می‌رسد که ایران سال‌‌‌هاست آن را به چالش کشیده است. از این زاویه، اقدامات اخیر آمریکا در ونزوئلا و حملات هوایی به داخل ایران ممکن است نه صرفا با هدف ادعایی مقابله با جلوگیری از دستیابی به سلاح هسته‌‌‌ای، بلکه در چارچوبی بسیار بزرگ‌تر قابل فهم باشد: حفظ نظام مالی‌‌‌ای که از حدود ۳۸ تریلیون دلار بدهی آمریکا پشتیبانی می‌‌‌کند.

به عبارتی ایران تنها یک رقیب ژئوپلیتیک نیست، بلکه یکی از صادرکنندگان مهم نفت است که پیش از حملات، روزانه حدود ۱.۵ تا ۲ میلیون بشکه نفت صادر می‌‌‌کرد که نزدیک به ۹۰ درصد آن راهی چین می‌شد. بخش عمده‌‌‌ای از این تجارت خارج از شبکه مالی غرب انجام می‌گرفت، زیرا ایران سال‌‌‌هاست از سامانه سوئیفت استفاده نکرده و درمقابل به مسیرهای جایگزین یا ارزهای غیردلاری روی آورده است. این موضوع از این منظر اهمیت دارد که بازار جهانی نفت دهه‌‌‌ها بر پایه پترو‌‌‌دلار شکل گرفته است که در آن بیشتر نفت جهان با دلار قیمت‌‌‌گذاری و معامله می‌شود. این سازوکار کشورهایی را که نیازمند خرید نفت هستند وادار می‌‌‌کند ابتدا دلار تهیه کنند و همین امر تقاضای دائمی برای ارز آمریکا ایجاد می‌‌‌کند.

شریان حیاتی اقتصاد آمریکا

پترو‌‌‌دلار سیستمی است که در آن عربستان سعودی و دیگر کشورهای عضو اوپک پذیرفته‌اند نفت را صرفا با دلار آمریکا بفروشند. در ازای آن، واشنگتن امنیت نظامی این کشورها را تضمین کرد و آنها نیز بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی خود را در اوراق قرضه خزانه‌‌‌داری آمریکا سرمایه‌‌‌گذاری کردند. این سازوکار در سال ۱۹۷۳ و پس از آن شکل گرفت که دولت نیکسون استاندارد طلا را کنار گذاشت. از آن زمان، فروش نفت با دلار به ایجاد بازاری جهانی برای این ارز منجر شد و به آمریکا اجازه داد کسری‌‌‌های عظیم خود را حفظ کند و عملا تورم را به جهان صادر کند.

در بستر جنگ آمریکا و ایران در سال ۲۰۲۶، اهمیت پترو‌‌‌دلار حتی از موضوع ادعایی سلاح هسته‌‌‌ای نیز فراتر می‌‌‌رود؛ چرا که این سیستم نه یک تهدید تاکتیکی، بلکه پایه‌ قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیک آمریکا است. سلاح هسته‌‌‌ای، با وجود قدرت تخریب بالا، ابزاری بازدارنده و کوتاه‌‌‌مدت است و استفاده از آن با واکنش جهانی و خطر نابودی متقابل همراه خواهد بود. درمقابل پترو‌‌‌دلار به آمریکا امکان داده است بدون فروپاشی اقتصادی، جنگ‌‌‌های بی‌‌‌پایان و کسری‌‌‌های بیش از ۳۵ تریلیون دلاری تا اوایل ۲۰۲۶ را تامین مالی کند. 

در این میان ایران که از سال ۱۹۷۹ زیر فشار تحریم‌ها بوده، بارها از «قدرت بیش از حد دلار» انتقاد کرده است. درنتیجه تهران در سال‌‌‌های اخیر تلاش کرده با فروش نفت به چین با یوآن و به اروپا با یورو، نقش دلار را در تجارت انرژی کاهش دهد. این اقدام انحصار پترو‌‌‌دلار را تضعیف می‌‌‌کند. درنتیجه آمریکا با خیال واهی تغییر رژیم در ایران تصمیم داشت دولتی همسو با آمریکا را در تهران مستقر کند، جریان نفت خلیج‌فارس را دوباره به دلار گره بزند و در برابر تلاش‌‌‌های گروه بریکس برای دور زدن دلار سد ایجاد کند. در مقابل، طولانی شدن جنگ می‌تواند روند دلار‌‌‌‌زدایی را سرعت ببخشد. افزایش قیمت نفت در اثر اختلالات، اگرچه در کوتاه‌‌‌مدت دلار را به عنوان پناهگاه امن تقویت می‌‌‌کند، اما در بلندمدت کشورها را به سمت گزینه‌‌‌های جایگزین سوق می‌دهد. بسته شدن تنگه هرمز و جهش قیمت‌‌‌ها به بالای ۱۰۰ دلار می‌تواند تورم را تشدید کند و فدرال‌‌‌رزرو را به افزایش نرخ بهره وادار کند. این اقدام هزینه‌ بازپرداخت بدهی‌‌‌های آمریکا را سنگین‌‌‌تر از پیش خواهد کرد.

هزینه پنهان جنگ

بدهی ملی ایالات‌متحده که در سال ۲۰۲۶ به بیش از ۳۵.۴۶ تریلیون دلار رسیده، به‌‌‌طور مستقیم با نظام پترو‌‌‌دلار گره خورده است. این سیستم به آمریکا اجازه می‌دهد با هزینه‌‌‌ای پایین وام بگیرد، زیرا درآمدهای نفتی کشورهای صادرکننده دوباره به خرید اوراق خزانه‌‌‌داری آمریکا بازمی‌‌‌گردد. اما جنگ، با رساندن قیمت نفت به بشکه‌ای بیش از ۸۲ دلار و افزایش ۱۰ تا ۳۰ سنتی قیمت هر لیتر بنزین، تورم را بالا برده و بازدهی اوراق و هزینه استقراض دولت را افزایش داده است. ادامه درگیری می‌تواند صدها میلیارد دلار هزینه نظامی جدید ایجاد کند و رشد اقتصادی آمریکا را بین ۰.۵ تا یک درصد کاهش دهد؛ آن هم در شرایطی که فدرال‌‌‌رزرو ناچار به سیاست‌های انقباضی‌‌‌تر است.

به عبارتی اگر پترو‌‌‌دلار بیش از این تضعیف شود، هزینه استقراض آمریکا افزایش می‌‌‌یابد و خطر یک بحران بدهی در شرایط کندتر شدن رشد اقتصاد، جدی‌‌‌تر می‌شود. از این رو اقتصاددانان هشدار می‌دهند که نفت بالای ۱۰۰ دلار می‌تواند تورم را یک تا ۲ درصد دیگر بالا ببرد و مدیریت بدهی را پیچیده‌‌‌تر کند.

بازیافت پترو‌‌‌دلار و نقش ایران و ونزوئلا

کشورهای صادرکننده نفت، دلارهای حاصل از فروش نفت را دوباره در دارایی‌‌‌های آمریکایی، به‌‌‌ویژه اوراق خزانه‌‌‌داری، سرمایه‌‌‌گذاری می‌‌‌کنند. به این فرآیند بازیافت پترو‌‌‌دلار گفته می‌شود. این چرخه، تقاضا برای دلار را بالا نگه می‌‌‌دارد و به آمریکا امکان می‌دهد کسری‌‌‌های عظیم خود را تامین مالی کند. در این میان دو صادرکننده بزرگ نفت که خارج از این سیستم عمل کرده‌‌‌اند، ایران و ونزوئلا بوده‌‌‌اند. 

آمریکا انتظار داشت با روی کار آمدن دولتی همسو با غرب در ونزوئلا و اجرای مجدد این نقشه در ایران، صادرات نفت این دو کشور را دوباره به سیستم دلاری بازگرداند. در این سناریو نفت بیشتری با دلار معامله شده و تراکنش‌‌‌های بیشتری از طریق سوئیفت انجام می‌گرفت. علاوه بر این میلیاردها دلار دیگر وارد دارایی‌‌‌های دلاری می‌شد. در زمانی که آمریکا سالانه با کسری‌‌‌های تریلیون‌‌‌دلاری روبه‌روست، چنین تقاضای اضافی برای دلار بسیار حیاتی خواهد بود. از این منظر، پرسش اصلی شاید دیگر فقط درباره سلاح هسته‌‌‌ای ادعایی نباشد، بلکه درباره حفظ نظام ارزی‌‌‌ای باشد که نظم مالی جهانی را سرپا نگه داشته است.

به عبارتی پترو‌‌‌دلار که ستون فقرات قدرت اقتصادی آمریکا است؛ درصورتی فروپاشی می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که از هر اتفاقی سنگین‌‌‌تر است. اگر این جنگ به تضعیف بیشتر دلار در تجارت انرژی بینجامد، پیامدهای اقتصادی آن می‌تواند بسیار فراتر از میدان نبرد باشد.