دو رسانه بینالمللی موضع ناهماهنگ دولت ترامپ در قبال ایران را بررسی کردند؛
ناترازی محاسبات در کاخ سفید
شبکه خبری چنل نیوز آسیا (CNA) طی گزارشی عنوان کرد که همزمان با ادامه تنشها میان ایران و آمریکا، تحلیلگران هشدار میدهند آغاز مجدد درگیریها میان تهران و واشنگتن اینبار به یک نزاع بیپایان بدون هیچ نتیجه مشخص یا قابل دستیابی برای هیچیک از طرفین بینجامد. برای هر دو کشور، این یک قمار پرمخاطره خواهد بود. ترامپ اکنون خود را در موقعیتی نامناسب میبیند که از اولین دوره ریاستجمهوریاش، زمانی که توافق هستهای ۲۰۱۵ با تهران را لغو کرد، حرکت به سمت آن را آغاز کرده بود. چهبسا بتوان چنین گفت که ترامپ گزینه دیگری پیش روی خود نمیبیند، مگر اینکه خواستههای خود را کاهش دهد و از رویکرد خصمانه خود دست بردارد. سطح انتظارات ایالات متحده طی هفتههای اخیر چنان گستره فراگیری را در بر گرفته که کشوری چون جمهوری اسلامی ایران طبیعتا حاضر به پذیرش آن نیست. این شبکه تلویزیونی مستقر در سنگاپور در ادامه نوشت: با توجه به اینکه دو گروه تهاجمی ناو هواپیمابر در سواحل عمان مستقر هستند و هزینه عملیاتی هر کدام از آنها روزانه حدود ۸میلیون دلار آمریکاست، ترامپ احتمالا ایده اقدام نظامی را همچنان در دستور کار خود داشته باشد، هرچند که نشانههای متعددی از شکاف در کارزار جنگستیزانه آمریکا در این زمینه به چشم میخورد.
چنل نیوز آسیا در ادامه عنوان کرد که چهبسا ترامپ انتظار داشت تهران زودتر از اینها در برابر تهدیدهای وی عقبنشینی کند و حال به این نتیجه رسیده که تنها راه خروج، عقبنشینی هرچه سریعتر از خواستههای خود است، گیرم که چنین اقدامی از شخصیتی چون او بعید باشد. وقوع چنین جنگی که بیتردید ابعاد منطقهای گستردهای خواهد داشت، به نفع هیچ یک از طرفین، ایالات متحده یا ایران، نیست. طبق نظرسنجی ژانویه دانشگاه کوینیپیاک، آمریکاییها میگویند که مخالف جنگ با ایران هستند، آن هم با نسبت ۷۰درصد به ۱۸درصد. این آمار همچنین عنوان میکند که بیشی از نیمی از مردم آمریکا معتقدند که در زمینه اقدام نظامی در خاورمیانه، ترامپ ابتدا باید از کنگره اجازه بگیرد.
سهولت تحولات یک سال گذشته، ترامپ را ترغیب کرد در جنگ کوتاهمدت علیه جمهوری اسلامی در ژوئن گذشته شرکت کند. با این همه، ترامپ بهاشتباه گمان میکند که امکان تکرار سناریویی مشابه چند ماه پیش در قبال ایران همچنان به قوت خود باقی است. کارشناسان بارها هشدار دادهاند که نمونه جنگ ۱۲روزه به هیچعنوان با یک جنگ فراگیر که میتواند کل خاورمیانه را درگیر خود کند، قابلمقایسه نیست. عملیات برقآسای ربودن نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، نیز اعتمادبهنفس مضاعفی به ترامپ داده است. در هر دو مورد، هیچ واکنش نظامی یا سیاسی خطرناکی وجود نداشت، هیچ افزایش دردناکی در قیمت نفت که ممکن است تورم و خشم را در داخل آمریکا برانگیخته باشد، رخ نداد. اما نمیتوان انتظار داشت که این بار نیز شاهد اتمام سریع تنشها باشیم؛ یک جنگ دیگر در خاورمیانه میتواند تنشی طولانیمدت در بازارهای جهانی ایجاد کند و این چیزی نیست که جهان پردستانداز کنونی به آن نیاز داشته باشد.
این شبکه خبری در ادامه عنوان کرد که همزمان با اینکه ایالات متحده بزرگترین نیروی نظامی خود را از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ گرد هم میآورد، کاخ سفید باید قبل از آغاز احتمالی جنگ، چندین گام بردارد: اولین گام این است که بهروشنی برای مالیاتدهندگان آمریکایی، کنگره، شهروندان ایرانی و سایر کشورها توضیح دهد که چرا دولت ترامپ این حمله - که هیچ پشتوانه آشکاری در حقوق بینالملل نخواهد داشت - را از نظر استراتژیک ضروری و از نظر اخلاقی موجه میداند. یا به عبارت سادهتر، ایالات متحده باید روشن کند که این حمله برای چیست و چرا در پی انجام آن است. این کاری است که ایالات متحده و متحدانش در ناتو هنگام آغاز یک کارزار ۷۰روزه حملات هوایی علیه صربستان در سال ۱۹۹۹ انجام دادند. در آن زمان، هدف از اقدام نظامی بهروشنی بیان شد؛ بیل کلینتون این موضوع را به کنگره ارائه داد و حمایت آن را جلب کرد. اما تا اینجای کار، ترامپ جز اظهارات متناقض و ادعاهای غیرقابلاثبات حرف دیگری در قبال ایران نزده است.
فقدان شفافیت
خبرگزاری فرانسه نیز به تاریخ ۲۳ فوریه طی گزارشی به عدم شفافیت در اهداف مدنظر ترامپ برای اعمال فشار به ایران پرداخت. این رسانه گزارش داد: نکتهای که بسیاری از تحلیلگران قادر به درک آن نیستند این بوده که آیا ایالات متحده با ایده حمله به ایران، در تلاش برای تحمیل توافق بهتری در مورد محدودیت هستهای و موشکهای بالستیک است؟ آیا ترامپ گمان میکند با حمله میتواند به اهداف مدنظر خود برسد؟ عدم شفافیت در مورد آمادگیهای ترامپ برای جنگ ممکن است باعث ایجاد تردیدهایی در داخل و در میان متحدان آمریکا در منطقه شود. چنین به نظر میرسد که ترامپ درحالحاضر ایده چندانی در رابطه با اهداف مدنظر خود ندارد و بیشتر خود را گرفتار قماری میبیند که نمیتواند از آن خارج شود.
در همین رابطه، الکس وطنخواه، تحلیلگر موسسه خاورمیانه در واشنگتن، به خبرگزاری فرانسه گفت: «دولت ترامپ به احتمال زیاد به دنبال یک درگیری محدود است که بدون گرفتار کردن کشورش در باتلاق، توازن قدرت را تغییر دهد.» از سوی دیگر، ریچارد هاس، رئیس سابق شورای روابط خارجی، گفت مشخص نیست که یک درگیری با هر مدت و مقیاسی چه تاثیری بر دولت ایران خواهد داشت. هاس گفت که ترامپ هنوز به این نتیجه نرسیده که چه نتایج ملموسی از ایده حمله به ایران به دست خواهد آمد و به همین خاطر همچنان گزینه دیپلماسی را از دستور کار خارج نکرده است. این در حالی است که پادشاهیهای عرب در خلیج فارس که روابط نزدیکی با ایران دارند، به ترامپ در مورد مداخله هشدار دادهاند و میترسند که هدف حملات تلافیجویانه قرار گیرند و از هرگونه بیثباتی در منطقه نگران هستند. مونا یعقوبیان، از مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، به خبرگزاری فرانسه گفت که وضعیت ایران بسیار پیچیدهتر از ونزوئلا است و به همین خاطر ترامپ نباید تصور کند که میتواند سناریوی مشابهی را در این کشور پیاده کند. وی گفت که ایران مراکز قدرت پراکندهتری نسبت به ونزوئلا دارد و یک «حمله قاطع» میتواند «واقعا باعث آشفتگی در داخل ایران» شود.
بنا به گزارش این رسانه، دونالد ترامپ همواره بر این باور بوده است که «ابهام راهبردی» و غیرقابلپیشبینی بودن، لرزه بر اندام رقبا میاندازد و آنها را وادار به عقبنشینی میکند. او تصور میکند با امتناع از ترسیم یک خطمشی روشن در قبال ایران، دست بالا را در مذاکره دارد. اما از سوی دیگر، حتی متحدان نزدیک آمریکا در خلیجفارس نیز از این عدم شفافیت ترامپ به ستوه آمدهاند. وقتی رئیسجمهور یک ابرقدرت ایده مشخصی برای فردای پس از تنش ندارد، متحدان او بیش از دشمنانش احساس خطر میکنند. در واقع، ابهام ترامپ که از نظر خودش برگ برنده است، برای متحدان او به معنای «بیبرنامگی» تعبیر میشود.