هزینه‌های پنهان جنگ با ایران

شورای روابط خارجی آمریکا در این رابطه نوشت، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، احتمالا پس از موفقیت عملیات‌های مختلفی که در دوران ریاست جمهوری خود دستور آنها را داده، احساس می‌کند که ارتش آمریکا شکست‌ناپذیر است. اما همه اینها حملات «یکباره» بودند و ادامه نداشتند. این در حالی است که عملیات نظامی که ترامپ علیه ایران تهدید کرده است، به‌طور بالقوه بسیار بزرگ‌تر و طولانی‌تر - و بنابراین بسیار خطرناک‌تر – است. رسانه‌های خبری مختلف در روزهای اخیر مقالاتی منتشر کرده‌اند که گزارش می‌دهند ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، نگران خطرات حمله به ایران است. این بسیار شبیه یک کمپین پیام‌رسانی هماهنگ توسط ارتش ایالات متحده برای مطرح کردن نگرانی‌های خود قبل از دستور ترامپ به آنها برای اقدام است. در پاسخ، ترامپ در تروث‌سوشال رسانه‌های اخبار جعلی را به‌دلیل بیان اینکه کین «مخالف جنگ ما با ایران است» محکوم کرد و آن را نادرست خواند. اما در واقع، همه این اخبار حاکی از آن است که کین نه حمایت و نه مخالفت خود را با این حملات ابراز نکرده است؛ او صرفا نگرانی‌هایی را در مورد چگونگی وقوع یک عملیات نظامی مطرح می‌کند، همان‌طور که از نظر قانونی به‌عنوان مشاور ارشد نظامی رئیس‌جمهور موظف به انجام آن است.

البته خطرات زیادی وجود دارد. ایالات متحده و اسرائیل، با همکاری متحدان عرب، با موفقیت توانستند بخش عمده‌ای از موشک‌های بالستیک و پهپادهایی را که ایران در طول جنگ دوازده روزه در ماه ژوئن به سمت اسرائیل شلیک کرد، رهگیری کنند. با وجودی که گفته می‌شود نیروهای موشکی دوربرد ایران در طول آن درگیری از بین رفتند، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد ایران در حال بازسازی ذخایر خود است. علاوه بر این، ایران هنوز تعداد بیشتری موشک کوتاه‌برد و ضد کشتی دارد. این موشک‌ها می‌توانند برای هدف قرار دادن پایگاه‌های ایالات متحده در منطقه و زیرساخت‌های نفتی متعلق به متحدان ایالات متحده مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی استفاده شوند.

کابوس نهایی این خواهد بود که ایران بتواند تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین شریان‌های تجاری جهان (حدود ۲۰درصد از مصرف نفت جهانی از طریق این تنگه عبور می‌کند) را موقتا ببندد و در نتیجه قیمت جهانی نفت را افزایش دهد. ایران در ماه ژوئن از چنین اقدامی خودداری کرد؛ زیرا حملات ایالات متحده و اسرائیل بر تاسیسات هسته‌ای و نیروهای موشکی آن متمرکز بود. با این حال، اگر ایران احساس کند که ترامپ در تلاش برای سرنگونی کل حکومت است، پاسخ آنها ممکن است بسیار مخرب‌تر باشد. جای تعجب نیست که سعودی‌ها، اماراتی‌ها و سایر متحدان با حملات مجدد ایالات متحده علیه ایران ابراز مخالفت کرده‌اند. نگرانی دیگری که وجود دارد این است که مداخله ترامپ در ایران ممکن است به کاهش خطرناک ذخایر مهمات ایالات متحده منجر شود. این ممکن است به یک درگیری طولانی‌مدت تبدیل شود. چنین کمبودهایی در سال‌های گذشته به‌دلیل کمبود ظرفیت تولید ایالات متحده به طور کافی برطرف نشده‌اند و می‌توانند به سرعت و به‌طور قابل‌توجهی در صورت درگیری ایالات متحده با ایران تشدید شوند.

فایننشال‌تایمز گزارش می‌دهد که اسرائیل در اطلاعاتی که کسب کرده، به این نتیجه رسیده است که نیروهای آمریکایی در خاورمیانه فقط می‌توانند چهار تا پنج روز حملات هوایی شدید به ایران یا یک هفته حملات کم‌شدت‌تر را تحمل کنند. البته، ایالات متحده همیشه می‌تواند سلاح‌ها و مهمات بیشتری را از سایر نقاط جهان وارد کند؛ اما این می‌تواند آسیب‌پذیری‌های حیاتی را برای متحدان ایالات متحده - مانند تایوان، کره‌جنوبی یا کشورهای بالتیک - که به ترتیب در معرض خطر تجاوز از سوی چین، کره‌شمالی یا روسیه هستند، تشدید کند.

هر چه نیروهای آمریکایی مدت بیشتری در خاورمیانه در حال جنگ با ایران بمانند، فشار بر نیروهای از قبل پراکنده بیشتر می‌شود. برای آماده شدن جهت اقدام علیه تهران، نیروی دریایی ایالات متحده گروه رزمی یو اس اس جرالد آر. فورد را از کارائیب، جایی که کشتی‌ها به‌عنوان بخشی از عملیات برای دستگیری مادورو مستقر شده بودند، به سرعت به خاورمیانه بازگرداند. استقرار ناو هواپیمابر در زمان صلح معمولا حدود ۶ماه طول می‌کشد، اما فورد هشت ماه است که در دریا بوده و می‌تواند تا یازده ماه یا بیشتر نیز مستقر باشد و رکورد نیروی دریایی برای استقرار مداوم کشتی را بشکند. چنین استقرارهای طولانی‌مدت فشار زیادی بر روی ملوانان و ماشین‌آلاتی که آنها اداره می‌کنند وارد می‌آورد که باعث کاهش روحیه و افزایش نرخ حوادث و خرابی‌ها می‌شود.

تمامی اینها خطراتی هستند که ارتش ایالات متحده به‌طور کامل از آنها آگاه است و این خطرات به دلیل احتمال عدم حمایت از سوی متحدان، به جز اسرائیل، برای عملیات‌های ایالات متحده علیه ایران تشدید می‌شود. ایالات متحده هنوز هم می‌تواند به‌طور موفقیت‌آمیز اهدافی را در ایران مورد حمله قرار دهد؛ اما روشن نیست که چنین حملاتی بتوانند امتیازات عمده‌ای از ایران به همراه داشته باشند. لذا بهتر است رئیس‌جمهور این خطرات و هزینه‌های قابل‌توجه را قبل از آغاز جنگی بدون استراتژی خروج مشخص، در نظر بگیرد. همزمان نشریه لوموند فرانسه نیز در گزارشی نوشت، شبح جنگ بار دیگر بر فراز خاورمیانه سایه افکنده است و بار دیگر، ایالات متحده عامل آن است. دونالد ترامپ، که بیش از ۱۰ سال پیش، تا حدودی با محکوم کردن ماجراجویی‌های جنگ‌طلبانه دولت‌های قبلی در این منطقه، به صحنه سیاسی وارد شد، آشکارا ایران را به حملاتی در مقیاس بسیار بزرگ‌تر از جنگ ژوئن ۲۰۲۵ که توسط اسرائیل آغاز شد و واشنگتن به آن پیوست، تهدید می‌کند. سابقه ایجاد شده در ونزوئلا نشان داد که تمرکز فعلی نیروهای نظامی ایالات متحده در اطراف خلیج‌فارس، حتی بدون نیروهای زمینی، باید جدی گرفته شود.

با این حال، تهدیدهای آمریکا سوالات جدی را مطرح می‌کند. ترامپ از جنگی صحبت می‌کند که اهداف آن در حال حاضر نامشخص است. آیا رئیس‌جمهور آمریکا به دنبال تقویت موقعیت خود پیش از مذاکرات جدید است یا نابودی برنامه هسته‌ای که در ماه ژوئن ادعا کرد از بین رفته است؟ آیا هدف، برنامه موشک‌های بالستیک تهران است؟ آیا او به تغییر رژیم در تهران فکر می‌کند، نتیجه‌ای که دستیابی به آن از طریق بمباران، هر چقدر هم گسترده، دشوار خواهد بود؟ تهدیدهای او سوالات دیگری را نیز مطرح می‌کند. اول، در مورد عملکرد نهادهای ایالات متحده. رئیس‌جمهور در حال بررسی یک عملیات نظامی با اهمیت قابل‌توجه است؛ با توجه به وسعت ایران و پیامدهای ژئوپلیتیک چنین تصمیمی، بدون حتی یک رای در کنگره، که به تنهایی قدرت اعلام جنگ را دارد. حمله فاجعه‌بار به عراق در سال۲۰۰۳ حداقل پس از بحث و جدل، با رای‌گیری در کنگره به نفع مداخله نظامی انجام شد. به همین ترتیب، چنین حمله‌ای، بدون مجوز سازمان ملل متحد، طبق قوانین بین‌المللی آشکارا غیرقانونی خواهد بود؛ زیرا واشنگتن نمی‌تواند برای توجیه آن، ادعای دفاع از خود را مطرح کند.