سیاست روسیه در قبال ایران همواره با ملاحظات زیادی همراه بوده است
معادله چندمجهولی پوتین
در روزهای نخست تشدید درگیریها، پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده، در سخنانی خطاب به افکار عمومی آمریکا گفت: «ما این جنگ را آغاز نکردیم، اما در دوران ریاستجمهوری ترامپ آن را به پایان میرسانیم.» برای برخی ناظران سیاست خارجی، این جمله یادآور عبارتی بود که ولادیمیر پوتین چند سال پیش و پس از آغاز جنگ اوکراین بیان کرده بود؛ زمانی که گفت روسیه آغازگر جنگ نبوده و در تلاش است آن را به پایان برساند.
از منظر اکونومیست، همین شباهت در روایتها، بهنوعی نشاندهنده فضای رقابت روایتها در سیاست بینالملل است. با این حال، واکنش مسکو به تحولات اخیر در ایران نسبتا محتاطانه بوده است. روسیه که طی سالهای اخیر روابط سیاسی و نظامی نزدیکی با تهران داشته، در برابر حملات آمریکا و اسرائیل موضعی اتخاذ کرده که بیش از هر چیز نشاندهنده تلاش برای مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش تنشها است. نخستین واکنش رسمی کرملین به تحولات اخیر، انتشار پیام تسلیتی بود که در آن این اقدام «نقض اصول انسانی و حقوق بینالملل» توصیف شد. با این حال، در این پیام اشاره مستقیمی به عاملان حمله نشده بود. در ادامه نیز سخنگوی کرملین تاکید کرد که روسیه تحولات را با دقت دنبال میکند و تصمیمات خود را بر اساس منافع ملی اتخاذ خواهد کرد.
این رویکرد محتاطانه تا حدی ناشی از واقعیتی مهم است: اگرچه ایران و روسیه در سالهای اخیر همکاریهای گستردهای داشتهاند، اما مسکو در عمل ابزار محدودی برای حمایت مستقیم از تهران در چنین شرایطی در اختیار دارد. علاوه بر این، روسیه همزمان درگیر جنگ اوکراین است و بخش قابلتوجهی از توان نظامی و منابع خود را در آن جبهه متمرکز کرده است. در سالهای گذشته روابط نظامی میان ایران و روسیه بهتدریج گسترش یافته بود. روسیه در دهه گذشته سامانههای دفاع هوایی اس-۳۰۰ را در اختیار ایران قرار داد و همکاریهایی نیز در حوزه آموزش نظامی، تجهیزات هوایی و برخی فناوریهای دفاعی شکل گرفت. همچنین در سالهای اخیر گزارشهایی درباره فروش سامانههای موشکی دوشپرتاب و دیگر تجهیزات دفاعی مطرح شده است.
این همکاریها در نهایت به امضای توافقنامهای برای همکاری راهبردی میان دو کشور در سال ۲۰۲۵ انجامید که بر اساس آن تبادل اطلاعات و همکاریهای فنی و امنیتی میان تهران و مسکو تقویت شد. با این حال، این توافق شامل تعهد دفاعی متقابل نبود و بیشتر بر همکاریهای راهبردی و امنیتی تمرکز داشت. با وجود این همکاریها، تحولات نظامی اخیر نشان داد که چندین سامانه دفاعی ایران در جریان حملات اخیر آسیب دیدهاند. برخی از این سامانهها که در سالهای گذشته از روسیه خریداری شده بودند، در حملات هوایی هدف قرار گرفتهاند. با این حال، روسیه در شرایط کنونی تمایل چندانی برای ارسال فوری تجهیزات نظامی جدید به ایران ندارد. چنین اقدامی میتواند تنش مستقیم با آمریکا را افزایش دهد و در عین حال ممکن است منابع نظامی روسیه را در شرایطی که این کشور در جنگ اوکراین نیز درگیر است، تحت فشار بیشتری قرار دهد. از سوی دیگر، جنگ ایران پیامدهای اقتصادی قابلتوجهی برای روسیه به همراه داشته است. یکی از مهمترین این پیامدها افزایش قیمت انرژی در بازارهای جهانی است. تشدید تنشها در خاورمیانه و نگرانی از اختلال در عرضه نفت موجب شده قیمت نفت در هفتههای اخیر افزایش یابد.
برای روسیه که یکی از بزرگترین صادرکنندگان انرژی در جهان است، چنین افزایشی میتواند تا حدی فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمهای غرب را کاهش دهد. بهای نفت روسیه که معمولا با تخفیف نسبت به قیمت جهانی معامله میشود، در هفتههای اخیر رشد قابلتوجهی داشته است. این موضوع میتواند به افزایش درآمدهای ارزی روسیه و کاهش فشار بر بودجه این کشور کمک کند. با این حال، افزایش قیمت نفت بهتنهایی نمیتواند مشکلات ساختاری اقتصاد روسیه را برطرف کند. در ماههای اخیر درآمدهای نفت و گاز روسیه کاهش یافته و اقتصاد این کشور همچنان تحتتاثیر تحریمها و هزینههای جنگ اوکراین قرار دارد. بنابراین، هرچند افزایش قیمت انرژی فرصت کوتاهمدتی برای مسکو ایجاد کرده، اما نمیتواند جایگزین اصلاحات اقتصادی گستردهتر باشد.
علاوه بر پیامدهای اقتصادی، جنگ ایران تاثیراتی نیز بر معادلات نظامی و امنیتی جهانی دارد. برخی تحلیلگران معتقدند درگیری جدید در خاورمیانه ممکن است بخشی از منابع نظامی آمریکا را به خود اختصاص دهد و تمرکز واشنگتن بر جنگ اوکراین را تا حدی کاهش دهد. چنین وضعیتی میتواند برای روسیه در جبهه اوکراین مزیت نسبی ایجاد کند. با این حال، از منظر راهبردی، تحولات اخیر چالشهایی نیز برای روسیه ایجاد کرده است. یکی از این چالشها، برداشت برخی ناظران از محدودیت توانایی مسکو در حمایت از شرکای خود در شرایط بحرانی است. اگرچه روسیه و ایران همکاریهای گستردهای داشتهاند، اما بحران اخیر نشان داده است که این همکاریها لزوما به معنای حمایت نظامی مستقیم در زمان بحران نیست.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد روسیه در تلاش است سیاستی متوازن را دنبال کند. از یک سو، مسکو مایل است روابط راهبردی خود با تهران را حفظ کند؛ روابطی که در سالهای اخیر در حوزههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی گسترش یافته است. از سوی دیگر، کرملین تمایلی ندارد وارد تقابل مستقیم با آمریکا شود، بهویژه در زمانی که جنگ اوکراین همچنان ادامه دارد. برخی تحلیلگران معتقدند روسیه ایران را علاوه بر یک شریک منطقهای، بهعنوان بخشی از معادلات بزرگتر رقابت با غرب نیز در نظر میگیرد. در چنین چارچوبی، تحولات مربوط به ایران میتواند در مذاکرات و تعاملات گستردهتر میان مسکو و واشنگتن نیز نقش داشته باشد. به همین دلیل، سیاست روسیه در قبال ایران همواره با ملاحظات گستردهتری همراه بوده است. برای مثال، در سالهای گذشته مسکو در برخی موارد از فروش تجهیزات پیشرفتهتر به ایران خودداری کرده بود، در حالی که همان تجهیزات را به برخی کشورهای دیگر فروخته بود. چنین تصمیمهایی نشان میدهد که روسیه در تنظیم روابط خود با ایران، همواره به پیامدهای گستردهتر آن در روابط با دیگر قدرتها نیز توجه داشته است.
با این حال، مسکو بهخوبی میداند که بیثباتی در ایران میتواند پیامدهای قابلتوجهی برای منطقه و حتی برای منافع روسیه داشته باشد. ایران در سالهای اخیر یکی از بازیگران مهم معادلات خاورمیانه بوده و تحولات داخلی آن میتواند بر موازنه قدرت در منطقه تاثیر بگذارد. از این رو، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که روسیه در شرایط کنونی بیش از هر چیز به دنبال جلوگیری از گسترش بحران و حفظ ثبات نسبی در منطقه است. چنین رویکردی به مسکو اجازه میدهد هم روابط خود با تهران را حفظ کند و هم از ورود به رویارویی مستقیم با آمریکا اجتناب کند. جنگ ایران برای روسیه مجموعهای از فرصتها و چالشها ایجاد کرده است. افزایش قیمت انرژی و احتمال درگیر شدن بیشتر آمریکا در خاورمیانه میتواند برای مسکو مزایایی داشته باشد، اما همزمان محدودیتهای قدرت روسیه در حمایت از شرکای خود و پیچیدگیهای روابط با غرب نیز بیش از پیش آشکار شده است. به همین دلیل، کرملین در شرایط کنونی تلاش میکند با احتیاط و محاسبه حرکت کند. سیاستی که هدف آن حفظ روابط با ایران، جلوگیری از تشدید تنش با آمریکا و استفاده از تحولات جدید برای تقویت موقعیت روسیه در رقابت ژئوپلیتیک با غرب است.