چگونه باورهای انجیلی به حمایت بیقید و شرط از اسرائیل در حزب جمهوریخواه انجامیده است؟
الهیات در خدمت ژئوپلیتیک
به گزارش الجزیره، برای درک بهتر این موضوع باید به ریشههای این ایدئولوژی بازگشت. در سال۱۸۷۸، ویلیام بلکستون، شاگرد دوایت مودی (مبلغ مشهور آمریکایی) و معتقد به بازگشت کتاب مقدس اسرائیل، کتابی با عنوان «عیسی میآید» منتشر کرد. این اثر پرفروش، باوری را در میان آمریکاییها رواج داد که پیش از آن توسط برخی رهبران مسیحی مطرح شده بود: اینکه خداوند سرزمین اسرائیل را به قوم یهود بخشیده است. این اعتقاد که اغلب از دیدگاه پروتستان انجیلی (اوانجلیکال) ناشی میشود، بر این ایده باستانی کتاب مقدس استوار است که نزدیک به چهار هزار سال پیش، خداوند این سرزمین را به یهودیان وعده داد تا زمان بازگشت عیسی به اورشلیم و وقوع «عروج» بر آن حکومت کنند. طبق این الهیات، با بازگشت مسیح، مسیحیان نجات خواهند یافت، درحالیکه غیرمسیحیانی که ایمان نیاورند، با دوزخ روبهرو خواهند شد. پرکاربردترین آیه مرتبط با این پیمان، آیه ۳ از فصل ۱۲ سفر پیدایش است که در آن خداوند به ابراهیم میگوید: «برکت میدهم به آنانی که تو را مبارک خوانند و لعنت میکنم به آنانی که تو را ملعون خوانند و از تو تمامی قبایل زمین برکت خواهند یافت.»
طبق دیدگاه وبسایت «صهیونیسم مسیحی» که توسط استادان و کشیشان اداره میشود، چهار مضمون اصلی در اندیشه صهیونیسم مسیحی وجود دارد: نخست اینکه تاسیس رژیم اسرائیل در سال ۱۹۴۸ آغازگر آخرین عصر بشری و نشانهای از آخرالزمان است؛ دوم اینکه درگیریهای جاری در خاورمیانه بخشی از طرح خداوند است که با جنگی بزرگ و نهایی پیش از بازگشت مسیح همراه خواهد بود؛ سوم اینکه پیمان خدا با اسرائیل ابدی و بدون قید و شرط است؛ و چهارم اینکه عدم حمایت از سلطه سیاسی اسرائیل در امروز، داوری الهی را در پی خواهد داشت. با این حال، دیوید سوئیفت، نویسنده و مورخ، معتقد است که اگرچه بسیاری از مسیحیان پیش از ۱۹۴۸ از تشکیل اسرائیل حمایت میکردند، اما نمیتوان آنها را با تعاریف مدرن، صهیونیست مسیحی نامید. به گفته او، صهیونیسم مسیحی مدرن اساسا باورهای مذهبی را با یک برنامه نظامی، استراتژیک و حتی اقتصادی ترکیب میکند و بر این باور است که حمایت از گسترش اسرائیل در راستای منافع استراتژیک و نظامی آمریکاست.
فتحی نمر، همکار سیاستگذاری در شبکه «الشبکه»، این جنبش را جریانی توصیف میکند که به حمایت مطلق و بیچون و چرا از رژیم اسرائیل ترجمه میشود. او به خاطرهای از یک پادکست اشاره میکند که در آن زنی صهیونیست مسیحی پس از بازدید از بیتلحم و دیدن دیوار حائل، سربازان اسرائیلی و شرایط سخت اردوگاههای پناهندگان فلسطینی، میگوید: «برایشان ناراحتم، اما متن مقدس، متن مقدس است.» نمر تاکید میکند که عبارت «متن مقدس، متن مقدس است» بر هر واقعیت دیگری غلبه میکند و به همین دلیل ابزاری بسیار قدرتمند برای شستوشوی مغزی است. تریستان استورم، نویسنده و دانشگاهی، تخمین میزند که بزرگترین جمعیت صهیونیستهای مسیحی در ایالات متحده ساکن هستند و تعدادشان به بیش از ۳۰میلیون نفر میرسد. اکثر آنها وابسته به کلیساهای انجیلی در جنوب و جنوب مرکزی آمریکا هستند که اغلب بهعنوان «کمربند انجیلی» شناخته میشود. سازمان «مسیحیان متحد برای اسرائیل» به تنهایی ۱۰میلیون عضو دارد و یکی از قدرتمندترین بلوکهای رایدهنده در حزب جمهوریخواه محسوب میشود.
این گروه تاثیر عمیقی بر سیاستهای ایالات متحده دارد. بسیاری از حامیان مالی عمده حزب جمهوریخواه و حتی دموکرات، صهیونیستهای مسیحی هستند و سنگ بنای گروههای لابیگری اسرائیل مانند آیپک (AIPAC) را تشکیل میدهند تا روایت اسرائیلی را در جامعه آمریکا گسترش دهند. سیاستمدارانی مانند مایک هاکبی که به بالاترین سطوح قدرت رسیدهاند، این باورها را وارد سیاستگذاریها میکنند. در نتیجه، سیاست خارجی ایالات متحده در قبال اسرائیل به شدت تحت تاثیر این پیشفرض کتاب مقدس است که قوم یهود سرنوشتی الهی برای بازگشت به فلسطین دارد. این تفکر حتی در مسائلی مانند برنامه موشکی ایران نیز نمود پیدا میکند؛ جایی که ایده حفظ برتری اسرائیل بر هر کشور دیگری در منطقه، نه یک استراتژی صرف، بلکه حکمی الهی تلقی میشود؛ زیرا شکوفایی اسرائیل گامی به سوی پایان جهان است.
گروههای صهیونیست مسیحی همچنین از پروژه شهرکسازی غیرقانونی اسرائیل در کرانه باختری اشغالی و اقداماتی مانند انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم در دوران ترامپ حمایت کردهاند. سازمانهایی مانند «هایوول» (HaYovel) طی دو دهه اخیر صدها داوطلب مسیحی آمریکایی را برای کار در پروژههای کشاورزی شهرکنشینان به اسرائیل آوردهاند، بهویژه در دوران جنگ غزه که بسیاری از شهرکنشینان برای خدمت نظامی فراخوانده شده بودند. با این حال، دیوید سوئیفت دیدگاه متفاوتی دارد و معتقد است که نفوذ صهیونیستهای مسیحی در حال کاهش است و آنها نقش فرعی در شکلدهی حمایت آمریکا از اسرائیل ایفا میکنند. به عقیده او، حمایت دولت آمریکا از اسرائیل بیشتر ریشه در ملاحظات جنگ سرد، لابیهای یهودی و صنایع نظامی دارد تا دلایل مذهبی. او استدلال میکند که وقتی ترامپ از پاکسازی قومی غزه و تبدیل آن به یک تفرجگاه ساحلی سخن میگوید، از ادبیات «املاک و مستغلات» استفاده میکند، نه ادبیات «عهد عتیق».
به گفته تحلیلگران، اظهارات هاکبی به خوبی بازتابدهنده باورهای صهیونیستهای مسیحی است. دیوید سوئیفت اشاره میکند که درک آنها از مرزهای واقعی اسرائیل، دقیقا مانند چهرههای راست افراطی کابینه اسرائیل همچون ایتامار بنگویر و بتسلئیل اسموتریچ، ریشه در «عهد عتیق» دارد. بر همین اساس، آنها معتقدند اسرائیل باید تمام قلمرو «اسرائیل کتاب مقدسی» را در بر بگیرد. فتحی نمر نیز تاکید میکند که در جامعه صهیونیستهای مسیحی، انتقاد از چنین اظهاراتی ممنوع است؛ زیرا معادل انتقاد از پیشگوییهای مذهبی، خداوند و بازگشت مسیح تلقی میشود. به همین دلیل، بیان چنین سخنانی از سوی هاکبی، حتی با وجود نقض حاکمیت متحدان آمریکا در خاورمیانه، جای شگفتی ندارد. همسو با این دیدگاه، اسموتریچ اخیرا اعلام کرد که با وجود توافقات قبلی، اسرائیل در نهایت نوار غزه را اشغال و شهرکهای یهودینشین در آنجا احداث خواهد کرد و منتظر است تا با حمایت دولت ترامپ یا کسب مشروعیت بینالمللی برای ارتش خود، این کار را پیش ببرد.
در خصوص نگاه اسرائیلیها به صهیونیستهای مسیحی، میمی کرک، پژوهشگر این حوزه، مینویسد که با وجود باور این گروه به نابودی یهودیان در آخرالزمان، مقامات اسرائیلی پول و نفوذ سیاسی آنها در سیاست خارجی آمریکا را با آغوش باز پذیرفتهاند؛ نفوذی که حامیانی در بالاترین سطوح مانند مایک پنس و مایک پمپئو دارد. نمر این رابطه را بسیار «منفعتطلبانه و ابزاری» میداند؛ چراکه جهانبینی صهیونیسم مسیحی با اعتقاد به جهنمی بودن تمام غیرمسیحیان، تا مغز استخوان یهودستیزانه است. اما از آنجا که این گروه اکنون بزرگترین پایگاه حامی اسرائیل در غرب به شمار میرود، رهبران اسرائیل چشم بر این موضوع بستهاند. این اتکا بهویژه از آن جهت تشدید شده که نقاب «دموکراسی لیبرال» و ظاهر مترقی اسرائیل طی دهههای اخیر و بهخصوص پس از وقوع نسلکشی در غزه، کاملا فرو ریخته و در افکار عمومی جهان غیرقابل پذیرش شده است.