آیا جلسه ۷ صبح، زیادی  زود  نیست؟

وقتی در شرکت کار می‌کنم، به ندرت قبل از ۷عصر به خانه می‌رسم. حالا اگر جلسه‌های ۷صبح داشته باشم، هم دیگر نمی‌رسم بچه‌هایم را بیدار کنم و به مدرسه بفرستم و هم فرصت درست کردن و خوردن شام با آنها را از دست می‌دهم. این رویه قابل ادامه نیست. بیشتر همکارهای من، مرد هستند و همسرانشان خانه‌دار هستند. مدیر جدیدم یک خانم جوان و مجرد است با اهداف شغلی خیلی بلندپروازانه. شغل من هم مدیریتی نیست و مسوول انجام مستقیم کارها و پروژه‌ها، خودم هستم. بیشتر وقتم با تلفن یا آنلاین با تامین‌کننده‌ها می‌گذرد و عملکردم هم همیشه عالی بوده. چطور می‌توانم راهی پیدا کنم که محیط کارم قابل تحمل شود؟

پاسخ: دوست عزیز، اول یک اعتراف. من واقعا نمی‌توانم خودم را به یک جلسه حضوری ساعت ۷ صبح برسانم. نامه‌ات باعث شد به یک ساعت دیگر هم فکر کنم: ساعت ۵ عصر. یاد خودم در بیست و چند سالگی افتادم که ۵ عصر، سرکار بودم. بعضی وقت‌ها رئیسم جلسه‌های ناگهانی می‌گذاشت دقیقا حدود ۵ عصر، درست وقتی که می‌دانستم (و او هم قاعدتا باید می‌دانست) که یکی از همکارها باید برود و به بچه‌هایش برسد. آن همکار نمی‌توانست بماند. به همین علت، من با خوشحالی در جلسه حاضر می‌شدم. این برای کارم پیشرفت خوبی بود اما حالا که فکر می‌کنم، کاش گفته بودم: «راستش من هم باید بروم. می‌توانیم فردا صبح ادامه دهیم؟» حتی اگر تنها کاری که باید می‌کردم این بود که به خانه بروم، روی کاناپه بنشینم و به چیزی فکر نکنم، دور از نوتیفیکیشن‌های کاری که یکی پس از دیگری می‌آمدند، یا با یکی از دوستان، یک نوشیدنی بخورم.

ولی شرایط زندگی من در آن زمان، اجازه می‌داد روز کاری طولانی و پیشرفت شغلی که فکر می‌کردم به حضور در آن ساعات وابسته است را بپذیرم. منظورم این است که آدم‌ها ممکن است در یک شغل و یک شرکت کار کنند اما خارج از آنجا، زندگی‌ و ذهنیت‌های خیلی متفاوتی داشته باشند. هر کدام مسوولیت‌های متفاوتی دارند و حساب و کتاب‌های متفاوتی، درباره اینکه چه بده‌بستان‌هایی حاضرند یا می‌توانند در ازای زمانشان برای خانواده، دوستان و امور غیرکاری انجام دهند.

به نظر می‌آید تو فکر می‌کنی بقیه همکارها در رابطه با این تغییر برنامه، انعطاف بیشتری دارند اما ممکن است این درست نباشد و حتی فرضش هم به نفعت نیست. حتی همکارهایی که همسرشان خانه‌دار است احتمالا دوست دارند با خانواده وقت بگذرانند. 

مدیر جدیدت هم شاید جوان، مجرد و بلندپرواز باشد، اما یعنی هیچ مسوولیتی خارج از شرکت ندارد؟ نه لزوما.

فرض کنیم از منظر قانونی، درخواست‌هایش ایرادی نداشته باشد. اگر این طور است، مشکل بیشتر ارتباطی است. به نظرم، مدیریت دلیلش را کامل توضیح نداده. شاید شرکت او را ملزم کرده که این رویه را دنبال کند (اگر این طور نیست، باید قانونی اقدام کنی و تکلیف اضافه‌کاری و این مسائل را مشخص کنی).

احتمالا او نمی‌داند روزهای تو چطور می‌گذرد. بهتر است در جلسه بعدی با او در مورد برنامه جدید صحبت کنی. بپرس می‌خواهد چطور زمانت را اولویت‌بندی کنی. آیا باید برای تامین‌کننده‌های ساحل غرب در دسترس باشی یا نه. می‌توانی پیشنهاد کنی که بعد از انجام مسوولیت‌های خانوادگی، به تماس‌ها و ایمیل‌ها از خانه پاسخ دهی یا روز کاری‌ات ۷ تا ۳ باشد و کاملا شفاف به تامین‌کننده‌ها اطلاع دهی. او اگر مدیر خوبی باشد، احتمالا دوست ندارد تو را با این سابقه عالی از دست بدهد و احتمالا گزینه منطقی را انتخاب می‌کند.

منبع: New York Times