فرآیند ریسکزدایی از ایدههای چالشزا
مراحل این متدولوژی شبیه اصول استقرار استارتآپهای ویژه است و با این پرسش آغاز میشود که آیا میتوان مقیاس کوچکی از ایده، محصول یا برند را به منظور حصول اطمینان از آینده آن به مدت محدود اجرا کرد؟ این کار بعدا اجازه میدهد که بگویید: «ما موضوع را نه تنها آزمون بلکه آن را مثلا در سیصد فروشگاه اجرا کردیم و فروش را به فلان میزان افزایش دادیم.» به این ترتیب سازمان اطمینان مییابد که ایده را میتواند در مقیاس بزرگ نیز اجرا کند.
متدلوژی مذکور برای شرکتی که حاضر میشود به فراتر از آزمون برود کاهش ریسک را به ارمغان میآورد و ایدههای ریسکی شانس رشد، تغییر و بهبود را در بوته عمل پیدا میکنند. همچنین یک فرآیند یادگیری و نیز پروراندن ایده در مقیاس کوچک است که در راستای بهینهسازی و رشد یک محصول یا برند عمل میکند. برای برقراری فرآیند رشد کارآفرینانه، مثلا در کالاهای تندمصرف توصیههای زیر را میتوان به کار گرفت:
۱- پایگاهی از مشتریان نهایی تشکیل دهید که تمرکز آن بر تقاضای کششی است. بسیاری از شرکتهای بزرگ برای سوق دادن مشتریان به فروشگاههای خود هزینه زیادی صرف تبلیغات میکنند، اما کارآفرینان روی همکاری با خردهفروشانی تمرکز میکنند که به کمکشان میتوان مشتریان را به سمت برند جذب کرد. این کار میتواند از طریق شراکت با یک خردهفروش زنجیرهای برای ارائه معرفی درونفروشگاهی یا پیشنهاد محصول رایگان به خردهفروش در عوض استفاده از امکانات فروشگاه باشد.
۲- گسترش خردهفروشان را به آرامی و با فکر انجام دهید. تفکر کارآفرینانه ایجاب میکند کار را با پنجاه تا سیصد فروشگاه شروع کنید. به این ترتیب میتوانید چیزهایی را که لازمه رشد برند است بیاموزید، تکرار کنید و بهبود دهید. همچنین فرصت مییابید که از نظرات، الزامات و تجربه خردهفروشان نیز بهرهمند شوید.
۳- به مشتریان نهایی، مخاطبان هدف، مشتریان شاکی و سایرین گوش دهید و از آنها بیاموزید. ببینید مصرفکننده چگونه از محصولتان استفاده میکند و چگونه میتوانید آن را بهبود دهید. به نقاطی که محصول شما را توزیع میکنند یا میفروشند سر بزنید و از کارکنان و مدیر فروشگاه بیاموزید.
۴- از خردهفروشان مرتب بازخورد بگیرید. سعی کنید دریابید چه کاری در خردهفروشی بهتر جواب میدهد. همچنین بررسی کنید کدامیک از خواستههای خردهفروشان توسط رقبا پوشش داده نمیشود، اما شما میتوانید آن را تامین کنید و نشان دهید که شریک خوبی برای آنها هستید.
ریسکی بودن ایده دلایل مختلفی دارد. ممکن است موضوعی کاملا ناشناخته و جدید است، چیزی است که اهمیت آن باید در طی زمان مشخص شود، با موضوع اصلی کسب و کار شرکت فاصله دارد یا حتی خیلی ساده، اجرای آن با دستگاهها و امکانات موجود شرکت ممکن نیست. در مواردی، درونیسازی یک ایده در سازمان ممکن نیست و باید برونیسازی انجام شود. در این حالت سازمان به عنوان سرمایهگذار با تیمی از کارآفرینان که در قالب یک استارتآپ سازماندهی میشوند، وارد همکاری میشود تا صحهگذاری ایده را به پیش ببرند.
موارد زیر برای مدیریت ایدههای چالشزا مفید است:
۱- مطمئن شوید که چالشزا بودن ایده را درست تشخیص دادهاید.
۲- لزوم برونیسازی فرآیند صحهگذاری ایده را بررسی کنید، منابع لازم را شناسایی و موانع احتمالی را برطرف کنید.
۳- مدیریت فرآیند صحهگذاری را به وضوح تعیین کنید. مدیریت آن را به یک نفر از مدیران شرکت که مشغله کمتری دارد میسپارید یا برای آن یک مدیرعامل تماموقت منصوب میکنید؟
۴- نظر ذینفعان پروژه را برای سرمایهگذاری در فرآیند صحهگذاری جلب کنید و پیشرفت کار را در فواصل زمانی منظم به آنها گزارش دهید.
۵- مشخص کنید همه فرآیند را برونسپاری خواهید کرد یا بخشهایی از آن را. همچنین مقیاس کوچکی را که قرار است ایده در آن صحهگذاری شود و روش برگرداندن آن به سیستم بزرگ سازمان و بسط آن به مقیاس بزرگ را تعیین کنید.
۶- همه درآمد به دست آمده از اجرای ایده در مقیاس کوچک را روی برند سرمایهگذاری کنید تا تقاضا را تحریک کند و انجام بهبودها را ممکن سازد.
۷- به زمانبندی پروژه صحهگذاری وضوح دهید و در پایان زمان توافقشده بررسی کنید آیا در آن لحظه میتوان موضوع را درونیسازی کرد یا هنوز پتانسیل لازم را برای اجرا در مقیاس بزرگ ندارد. همچنین میزان و ماهیت انحراف و دلیل فقدان پتانسیل پروژه برای درونیسازی را تعیین کنید، زیرا گاه ممکن است به این نتیجه برسید که بهتر است ایده پس از صحهگذاری نیز به طور کامل در بیرون از سازمان بماند و افزایش مقیاس دهد.
منبع: brandingstrategy.com