فناوری به کمک کارکنان مبتلا به آلزایمر میآید
تصورات اشتباه
برخی تصور میکنند که افراد دارای آلزایمر قادر به انطباق با فناوریهای جدید نیستند. آیا این تصور درست است؟
فلچر: در گذشته تا حدی این تصور درست بود. اما در عصر کنونی چندان مصداق ندارد. افراد مسنتر بسیار بیش از گذشته سواد فناوری دارند.
حتی این تصور که افراد دارای آلزایمر قادر به استفاده از فناوری نیستند، نیز درست نیست. فردی که اکنون در دهه 60 زندگی خود، بیماریاش مشخص شده، شاید در دهه 30 زندگی در حال وبلاگنویسی بوده است، در دهه 40 گوشی هوشمند داشته و در دهه 50 از رسانههای اجتماعی و دستیارهای هوشمند مانند «الکسا» استفاده میکرده است. این ابزارهای دیجیتال بخشی از رویه روزانه زندگی آنهاست. حتی برای گروهی با وضعیت حادتر که مطالعاتم روی آنها متمرکز است، یعنی افراد دارای آلزایمر 60 ساله تا اواخر 80ساله، زندگی دیجیتال در سن خاصی به پایان نمیرسد.
ادامه به کار با فناوری
چه مثالهایی از استفاده افراد دارای آلزایمر از فناوریها برای ادامه کار دارید؟
یکی از ابزارهایی که گروههای تحت مطالعهام درباره کارآیی آنها صحبت کردهاند، ابزارهای برنامهریزی خودکار است؛ از نوع ابزارهایی که در نرمافزارهای «تیمز» یا تقویم گوگل استفاده میشود. با فردی صحبت میکردم که دسترسی تقویم خود را به روی خانواده و همکارانش باز کرده بود تا هر یک از آنها بتوانند در صورت نیاز، یک جلسه در تقویم او بگنجانند و از طریق آلارم هشدار نیز او را از این موضوع آگاه سازند. این سیاست به خوبی جواب داده بود؛ ضمن اینکه فرد با نزدیک شدن به آن جلسه، دوباره آلارم یادآوری دریافت میکند. استفاده از ابزارهای ورود و خروج یا اثبات هویت مبتنی بر زیستسنجی مانند اثرانگشت و تشخیص چهره نیز یک ابزار فوقالعاده دیگر است که نیاز به حفظ کردن رمزهای عبور پیچیده را برطرف میکند.
چه فرصتهای بزرگ دیگری برای کمک فناوری به افراد شاغل مشاهده میکنید؟
افراد دارای آلزایمر شاید در مسیریابی دچار مشکل شوند که ممکن است به دلیل دشواریهای حافظه باشد. اما به لطف نقشههای گوگل و ابزارهای مسیریابی، این مشکل بسیار کمرنگتر شده است. هماکنون برخی شرکتها به طور اختصاصی، ابزارهای مسیریابی دانشگاههای بزرگ یا پردیسهای شرکتی یا بیمارستانها را سفارشیسازی میکنند. نقشههای اختصاصی آنها برای این مشتریان خاص، وضوح تصویر بیشتر و نشانههای بیشتری دارد تا کار با آنها سادهتر باشد. برخی از محققان و توسعهدهندگان دیگر با ابزارهای واقعیت مجازی کار میکنند. اگر عینکهای ساخت آنها را به چشم بزنید، با شناسایی مسیر، شما را به سمت مقصدتان هدایت میکنند.
اگربه مشکلات توجه داشته باشید، چه میشود؟
اگر کمبود توجه داشته باشید، شاید برایتان حفظ تمرکز طی یک فرآیند چند مرحلهای دشوار باشد؛ به عنوان مثال فرض کنید استاد دانشگاه هستید و میخواهید یک سخنرانی آماده کنید ولی در وسط کار فراموش میکنید که چه کاری انجام میدادید. به طور معمول، احتمالا باید سراغ کامپیوتر خود بروید، شاید در بیش از یک صفحه وارد شوید، یک فولدر را باز کنید و سپس روی یک فایل (سند متنی) کلیک کنید. هرکدام از آن مراحل، امکان حواسپرتی و از دست خارج شدن اوضاع را افزایش میدهد.
برای افراد دارای آلزایمر، بازگشت به مسیر میتواند بسیار دشوار باشد. اما آنها میتوانند از ابزارهای میانجی کلامی استفاده کنند. به عنوان مثال، میتوانید حرف زدن عادی خود را انجام دهید و الکسا، فولدر و فایل درست را برای شما بیاورد. همچنین برخی از افراد ممکن است با مشکلات حرکتی برای استفاده از کیبورد، ماوس و صفحه نمایش لمسی مواجه شوند که باز هم ابزارهای دیجیتال کلامی میتوانند کار را بسیار ساده کنند.
عدم درک
اگر فرد دچار کمبود فهم شده باشد، چه میشود؟
چتجیپیتی و سایر ابزارهای مبتنی بر چت، آموزش داده شدهاند که اطلاعات را در قالبی متفاوت و سادهتر ارائه کنند. من به عنوان یک محقق آلزایمر، به طور قانونی ملزم هستم اسناد خود را در قالبهایی ترجمه کنم که درک آنها برای افراد دارای مشکلات شناختی و خوانشی آسان باشد. من میتوانم از چتجیپیتی، جمینای یا کلاود بخواهم که سند مرا گرفته و آن را در قالب جملات تکعبارتی و کلمات تکهجایی بازنویسی کند؛ بدون آنکه معنای آن عوض شود. 5 سال قبل، چنین کاری یک روز کامل وقت مرا میگرفت اما اکنون بلافاصله و به طور رایگان برای همگان قابل استفاده است. این کار را برای ایمیلها، اعلامیهها و هر سند شرکتی میتوان انجام داد.
بسیاری از مشکلات دیگر نیز با فناوریهای متفاوتی قابل حل هستند. به عنوان مثال، ابزارهای پیشبینی جملات و کلمات بعدی، یافتن کلمات و املای آنها را بسیار ساده میکند.
آینده مشاغل
یک محیط کاری حامی کارکنان دارای آلزایمر را چگونه تصور میکنید؟
در حال حاضر، کسی که آلزایمر داشته باشد، از ترس اخراج تمایلی به افشای وضعیت خود ندارد. اگر سازمانها ساختارهای حمایتی شفاف و قابل اتکایی داشته باشند، احتمال بیشتری دارد که افراد وضعیت خود را اطلاع دهند. برای ارائه حمایت مستمر، شرکتها و سازمانها باید مرتب وضعیت کارکنان خود را چک کنند، اما لازم نیست این کار با مزاحمت همراه باشد. ما در دانشگاه، هر ترم وضعیت اعضای هیات علمی را از نظر شرایط پزشکی و نیازهای خاص بررسی میکنیم. در بیشتر مواقع، فقط نیاز به انطباقهایی جزئی در شیوه همکاری با آنها است. این کار را میتوان در ملاحظات منابع انسانی هر شرکتی انجام داد.
اما در نهایت، توصیه اصلی من این است که منتظر تشخیص پزشکی افراد نباشید. از هر سه نفر ما، یک نفر تشخیص پزشکی خواهد گرفت و آلزایمر بسیار رایج خواهد شد. با این حال، همه ما سالهایی طولانیتر به کار خود ادامه خواهیم داد که به معنای اشتغال با توان شناختی کمتر است. بنابراین همه ما باید به پیادهسازی فناوریها برای کاهش بار شناختی وظایف شغلی خود فکر کنیم.
منبع: Wall Street Journal