نبود اطلاعات دقیق؛ یک چالش بزرگ؛
تأملی بر مسوولیتهای انسانی در دوران جنگ
در چنین وضعیتی، مفهوم بقا به اساسیترین دغدغه زندگی تبدیل میشود. بقا دیگر تنها یک مفهوم نظری یا فلسفی نیست، بلکه به یک واقعیت روزمره بدل میشود، واقعیتی که در سادهترین نیازهای انسانی مانند دسترسی به غذا، آب و امکانات بهداشتی نمود پیدا میکند. در این شرایط، آنچه اهمیت پیدا میکند توجه به نیازهای اولیه انسانها و ایجاد سازوکارهایی برای حفظ حداقل استانداردهای زندگی است.
یکی از چالشهای اصلی در مدیریت چنین بحرانهایی، نبود آمار و اطلاعات دقیق از وضعیت نیروی کار در بخشهای مختلف است. برای مثال، هنوز تصویر روشنی از این موضوع وجود ندارد که در هر محله، خیابان یا منطقه شهری چه تعداد پروژه ساختمانی فعال است و در هریک از این پروژهها چه تعداد کارگر مشغول بهکار هستند. فقدان چنین دادههایی باعث میشود برنامهریزی برای حمایت از کارگران با دشواری و ابهام همراهباشد.
در این میان، نقش کارفرمایان اهمیت ویژهای پیدا میکند. کارفرمایان بهدلیل ارتباط مستقیم با کارگران میتوانند با شناخت بهتر شرایط زندگی و وضعیت معیشتی آنها، در مدیریت بحران نقش موثری ایفا کنند. برای نمونه، آگاهی از تفاوت شرایط کارگران مجرد و متأهل، توجه به کارگرانی که نوزاد دارند یا تعداد افراد تحتتکفل آنها بیشتر است و همچنین شناسایی کارگرانی که بهصورت گروهی با دوستان خود زندگی میکنند یا در محل کارگاههای ساختمانی اقامت دارند، میتواند به برنامهریزی دقیقتر برای حمایت از آنها کمک کند.
چنین شناختی این امکان را فراهم میکند که حمایتها بهصورت هدفمندتر، منصفانهتر و متناسب با نیاز واقعی هر گروه از کارگران ارائه شود. در این شرایط جامعه محلی و همسایگان نیز میتوانند نقش مهمی در کاهش فشارهای معیشتی ایفا کنند. در بسیاری از فرهنگها، بهویژه در فرهنگ ایرانی، سنت همیاری و کمک به یکدیگر در زمانهای دشوار ریشهای عمیق دارد. این همدلی میتواند در سادهترین شکل خود نمود پیدا کند. برای مثال خانوادهها میتوانند اقلام اضافی موجود در خانه مانند برنج، سیبزمینی، روغن یا سایر مواد غذایی را در اختیار کارگران نیازمند قرار دهند. همچنین قراردادن لباسهای اضافی، وسایل بهداشتی موردنیاز خانوادهها یا حتی آب و داروهای مازاد میتواند به کاهش فشار اقتصادی بر این قشر کمک کند.
در کنار این اقدامات مردمی، نهادهای شهری نیز میتوانند نقش موثرتری ایفا کنند. برای نمونه، نواحی مختلف شهرداریها میتوانند در تعامل با پروژههای ساختمانی، در زمینههایی مانند حملونقل مصالح یا تجهیزات ساختمانی همکاری و همفکری داشتهباشند.
با اینحال، بحرانهای اقتصادی تنها به حوزه معیشت محدود نمیشوند. این شرایط میتواند آثار عمیقی بر سلامت روان افراد و خانوادهها نیز داشتهباشد. کودکان، بهویژه در محیطهایی که با اخبار جنگ یا بحرانهای شدید مواجه هستند، بیش از دیگران در معرض آسیبهای روانی قرار میگیرند، از اینرو لازم است خانوادهها تا حد امکان کودکان را از جریان مداوم اخبار نگرانکننده دور نگه دارند و فضایی آرامتر برای آنها فراهم کنند.
در چنین شرایطی، کنترل ترس و حفظ سلامت روان به یکی از ضرورتهای مهم تبدیل میشود. ایجاد شبکه حمایتی قوی در خانواده، گفتوگوهای صمیمانه میان اعضای خانواده و مدیریت استرس میتواند به کاهش فشارهای روانی کمک کند. این شبکه حمایتی زمانی موثرتر خواهد بود که در سطح گستردهتر نیز شکل بگیرد، به این معنا که نهادهای صنفی، اتحادیهها و سندیکاهای اقتصادی نیز به حمایت از کارگران بپردازند.
حمایتهای اقتصادی در چنین شرایطی میتواند اشکال مختلفی داشتهباشد. ارائه بستههای حمایتی، واریز کمکهای نقدی بهحساب کارگران و توزیع کالاهای اساسی و حیاتی مانند گوشت، مرغ و برنج از جمله اقداماتی است که میتواند به تامین حداقل نیازهای معیشتی کمک کند.
علاوهبر حمایتهای مالی، ایجاد بستری عاطفی میان کارفرمایان و کارکنان اهمیت ویژهای پیدا کردهاست. تماس با کارگران، پرسوجو درباره حال و احوالشان و پیگیری شرایط زندگی روزمره، اثر روانی قابلتوجهی دارد. وقتی کارکنان احساس کنند که کسی در کنارشان است و در بحرانها تنها نیستند، توانایی بیشتری برای مقابله با فشارهای اقتصادی و روانی پیدا میکنند. کارشناسان تاکید میکنند؛ این نوع رفتار نهتنها یک استراتژی مدیریتی، بلکه پیش از هر چیز، یک الزام اخلاقی و انسانی است.
در واقع آنچه در حافظه تاریخی جوامع باقیمیماند، تنها روایت بحرانها و جنگها نیست، بلکه شیوه رفتار انسانها با یکدیگر در دل آن بحرانهاست. مهربانی، همدلی و اخلاق انسانی بزرگترین میراثی است که از چنین دورههایی برجای میماند. این نگاه، ریشه در فرهنگ اصیل ایرانی دارد؛ فرهنگی که همواره بر ارزشهایی مانند نوعدوستی، کمک به نیازمندان و مسوولیت اجتماعی تاکید کردهاست.
در این میان باید به تاثیر بیکاری بر زندگی افراد نیز توجه داشت. برای کسانی که حقوق ماهانه دریافت میکنند یا درآمدی ثابت مانند سود سپردههای بانکی دارند، ممکن است توقف کوتاهمدت فعالیتهای اقتصادی در کوتاهمدت اثر جدی نداشتهباشد، اما برای کارگران روزمزد، حتی یک روز بیکاری نیز میتواند بسیار تعیینکننده باشد، از اینرو لازم است نگاه جامعه به این مساله با درک و همدلی بیشتری همراه باشد و راهکارهایی برای دلجویی و حمایت از این افراد درنظر گرفته شود. نکته مهم دیگر این است که رفتار اخلاقی کارفرمایان و جامعه با کارگران، تنها به همان افراد محدود نمیشود. این رفتار از طریق کارگران به خانوادههای آنها نیز منتقل میشود. زمانیکه کارگری در محیط کار خود احترام، توجه و حمایت دریافت میکند، این احساس مثبت را به خانوادهاش نیز منتقل میکند و فضای روانی بهتری در خانه شکل میگیرد.
در نهایت، شاید مهمترین پرسش این باشد که چگونه میتوان در دنیایواقعی بهسوی دنیای مطلوب حرکت کرد. پاسخ این پرسش را میتوان در نگرش اخلاقی جستوجو کرد. با کمی تأمل و تغییر نگاه، میتوان شرایط موجود را به سمت شرایط مطلوبتر هدایت کرد. این نگرش اخلاقی زمانی معنا پیدا میکند که انسانها تلاش کنند ارزشهای انسانی را در زندگی روزمره خود اجرا کنند و آن را به دیگران نیز منتقل کنند.
* عضو انجمن صنعت ساختمان