رخدادهای بیواکنش در فوتبال ایران؛
در فراموشخانه!
شاید یکی از عجیبترین اتفاقات مغفول مانده، شکستهای پیدرپی پرسپولیس باشد. سرخپوشان فصل را با وحید هاشمیان خیلی بد شروع کردند. آن ناکامیها آنقدر برای افکار عمومی گران آمد که هم سرمربی و هم مدیرعامل باشگاه ناچار به جدایی شدند. رضا درویش جای خودش را به پیمان حدادی داد و مدیرعامل جدید هم در نخستین تصمیم، اوسمار ویرا را جذب کرد. اوسمار که یک قهرمانی دراماتیک با سرخپوشان به دست آورده بود، محبوبیت زیادی بین هواداران داشت و ناتوانی در حفظ او، از جمله نقاط ضعف کارنامه درویش به شمار میآمد. اتفاقا اوسمار اصلا هم با هزینه کمی به ایران نیامد و آن اوایل هم نشانههای خوبی از تحول در پرسپولیس نشان داد، اما حالا هفتههاست که تیمش میبازد، بیآنکه کسی واکنش چندانی نشان بدهد. در حقیقت همان جمعیتی که چند ماه پیش به خاطر نتایج پرسپولیس دنیا را برای هاشمیان و درویش جهنم کرده بودند، امروز برخوردی نسبتا عادی و توام با بیتفاوتی با ناکامیهای پیدرپی ویرا دارند که خب دلیلش هم شاید مشخص باشد؛ این که حواسها جای دیگری است.
به استقلال نگاه کنید که شرایطش، گواهی دیگر بر همین ادعا است. سهراب بختیاریزاده در حالی امروز به عنوان سرمربی قطعی آبیها انتخاب شده که فصل گذشته، حضور موقت او در این منصب هم تحمل نشد و انتقادات فراوانی را در پی آورد. سهراب پارسال پس از جواد نکونام برای مدتی کوتاه هدایت استقلال را بر عهده گرفت، اما کمتر کسی با او کنار آمد و بختیاریزاده ناچار شد دستیاری موسیمانه را قبول کند. پس از جدایی مربی آفریقایی هم بار دیگر حضور موقت او به عنوان سرمربی، چندان تحمل نشد، به طوری که عزل سهراب حتی در نزدیکیهای دربی تهران هم کسی را آشفته نکرد. امروز اما میبینید که بختیاریزاده حکم قطعی میگیرد و عکسالعمل خاصی هم نمیبینیم.
شرایط تراکتور هم جالب است؛ باشگاهی که در چند روز گذشته موفقترین سرمربی تاریخش را از دست داده، اما حتی این موضوع هم جو و جریان خاصی درست نکرده. به هر حال کیفیت دراگان اسکوچیچ مشخص است و او در تبریز هم توانست طلسم نیمقرن قهرمان نشدن تراکتور در لیگ را بشکند. روشن است که چنین دستاوردی، محبوبیت و جایگاه او را چقدر خاص کرده بود، اما اسکو هم در سکوت رفت و جای خودش را به یکی مثل محمد ربیعی داد؛ مردی که در یکی، دو سال گذشته حواشی زیادی داشت و از نظر فنی هم بعید است کسی بتواند او را با دراگان مقایسه کند. جالب اینجاست که تراکتور این روزها مدیرعامل هم ندارد و پس از استعفای سعید مظفریزاده، فعلا با سرپرست موقت اداره میشود.
این، بخشی از احوالات فوتبال ایران و از قضا باشگاههای پرهوادار آن است؛ حوزهای که عمدتا به عنوان یکی از معدود سرگرمیهای مردم به شمار میآمد، اما میبینیم که حتی برای دنبال کردن جدی آن هم حوصله و رمق چندانی وجود ندارد. روزهای عجیبی است...