دست خالی ترامپ

این هفته کاخ سفید به لطف آزادسازی ذخایر اضطراری نفت و همچنین استفاده از خطوط لوله‌ای که تنگه هرمز را دور می‌زنند، اندکی فرصت تنفس پیدا کرد. با این حال این زمان اضافی در حد چند روز است، نه چند هفته. قطعا ترامپ ماه‌ها فرصت ندارد.

فرض کاری من این است که بازار نفت برای هر روزی که جنگ ادامه پیدا کند، روزانه بین ۳ تا ۶ دلار به قیمت هر بشکه نفت اضافه خواهد کرد؛ یعنی هر روز، بدون استثنا. از دوشنبه تا جمعه این رقم به ۱۵ تا ۳۰ دلار می‌رسد. این وضعیت شاید برای یک هفته دیگر، یا حداکثر دو هفته قابل تحمل باشد، اما اگر طولانی‌تر شود، جهان به‌دلیل افزایش شدید هزینه‌های انرژی با آسیب اقتصادی جدی روبه‌رو خواهد شد. به‌جز مداخله‌ای بسیار پرخطر و احتمالا غیرقانونی در بازار معاملات آتی نفت، کاخ سفید ابزار موثر دیگری برای پایین آوردن قیمت انرژی در اختیار ندارد.

آیا دولت ترامپ واقعا به مداخله در بازار معاملات آتی فکر می‌کند؟ قطعا. حتی دولت جو بایدن نیز در سال ۲۰۲۲، پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین، چنین احتمالی را بررسی کرد، پیش از آنکه به این نتیجه برسد که این اقدام بیش از حد خطرناک است و احتمال موفقیت آن نیز کم است. کاخ سفید در حال حاضر هر اقدامی را که می‌توانسته برای حل این مشکل انجام داده است. البته می‌تواند از کنگره بخواهد مالیات فدرال سوخت را حذف کند، همان‌طور که بایدن در سال ۲۰۲۲ چنین درخواستی مطرح کرد. اما این کار زمان می‌برد و در نهایت نیز ممکن است رای کافی در کنگره به دست نیاورد. ایالت‌های آمریکا، به‌ویژه ایالت‌هایی که تحت کنترل جمهوری‌خواهان هستند، نیز ممکن است تعطیلی موقت مالیات سوخت را اعلام کنند، همان‌طور که برخی ایالت‌های دموکرات سه سال پیش چنین کردند.

ترامپ همچنین می‌تواند برخی مقررات زیست‌محیطی مربوط به بنزین و گازوئیل را به‌طور موقت لغو کند. همه این اقدامات می‌تواند در داخل آمریکا کمی زمان بخرد. اما در سطح بین‌المللی، آسیب ناشی از افزایش قیمت‌ها همچنان ادامه خواهد یافت. ترامپ که در تنگنا قرار گرفته، ممکن است به ابزار دیگری متوسل شود: ممنوعیت صادرات نفت و فرآورده‌های نفتی آمریکا. چنین اقدامی قطعا قیمت‌های داخلی را به‌شدت کاهش می‌دهد، اما قیمت‌های جهانی را به‌شدت افزایش خواهد داد. این اشتباهی بزرگ خواهد بود.

اشتباه دیگر می‌تواند کاهش بیشتر تحریم‌های نفتی علیه روسیه باشد، اما دقیقا همین کاری است که کاخ سفید در حال انجام آن است. در اوایل جنگ با ایران، دولت آمریکا به هند اجازه داد نفت روسیه را که از قبل روی کشتی‌ها بارگیری شده بود خریداری کند. روز پنج‌شنبه این تصمیم را گسترش داد و آن را به همه کشورها تعمیم داد. ایالات متحده حتی می‌تواند یک گام جلوتر برود و همه تحریم‌های انرژی علیه روسیه را به‌طور کامل لغو کند. این کار دوباره به ترامپ زمان بیشتری می‌دهد، اما به بهای تقویت دوباره ولادیمیر پوتین.

در نهایت، تنها راه‌حل پایدار بازگشایی تنگه هرمز است. در این زمینه به نظر می‌رسد ایالات متحده اکنون به این واقعیت پی برده که نفتکش‌ها تا زمانی که درگیری‌ها پایان نیابد دوباره در این مسیر حرکت نخواهند کرد؛ درحالی‌که هفته گذشته زمان زیادی صرف تلاش برای حل مشکلی شد که اساسا وجود نداشت: مساله بیمه. البته ایران نیز در تعیین زمان و چگونگی آغاز هرگونه آتش‌بس، چه رسمی و چه غیررسمی، نقش دارد و ممکن است تهران حاضر به پذیرش آن نباشد.

با این حال همه چیز تیره و تار نیست. تا این لحظه تاثیر جنگ بر اقتصاد جهانی محدود بوده است. نفت شاخص وست تگزاس اینترمدیت، که معیار اصلی قیمت نفت آمریکاست، هنوز بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه بسته نشده است. در سال ۲۰۲۲، پس از جنگ روسیه و اوکراین، این شاخص برای ۸۳روز تقریبا پیاپی بالاتر از سطح سه‌رقمی بسته شد. برای اینکه یک بحران واقعی شکل بگیرد، قیمت نفت باید برای مدت طولانی در سطح بالا باقی بماند؛ اتفاقی که هنوز رخ نداده است.

اکنون که درگیری به آستانه دو هفته رسیده است، بیشتر رانندگان در بهترین حالت فقط یک‌بار خودروهای خود را سوخت‌گیری کرده‌اند. فراتر از قیمت شاخص نفت، هزینه‌های انرژی تغییر چندانی نکرده است. بازار حیاتی برق که محور اصلی بحران انرژی سال ۲۰۲۲ بود اصلا واکنشی نشان نداده است. حتی قیمت عمده‌فروشی برق در آلمان امروز نسبت به چند هفته پیش پایین‌تر است. بنابراین انتظارات تورمی نیز هنوز تغییر قابل‌توجهی نکرده است. در کشورهای ثروتمند، چشم‌انداز رشد اقتصادی هم هنوز تغییری نکرده است.

اگر جنگ همین حالا یا طی چند روز آینده پایان یابد، اقتصاد جهانی تا اواسط سال تقریبا آن را به یاد نخواهد آورد. این نکته هنگام تحلیل جنگ از دریچه وال‌استریت یا بازار اوراق قرضه و نه صرفا بازار نفت بسیار مهم است. بازار انرژی پیش‌نمایش خوبی از آنچه در صورت عبور دوباره نفتکش‌ها از تنگه هرمز رخ می‌دهد ارائه داد: کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، به اشتباه در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد یک نفتکش از تنگه عبور کرده است و در پی آن قیمت‌ها بیش از ۱۰ درصد سقوط کرد. این خبر اشتباه بود، اما نشان داد که قیمت‌ها تا چه اندازه می‌توانند سریع تغییر کنند. با این حال در حال حاضر عبور نفتکش‌ها همچنان متوقف مانده است.

اگر قیمت نفت همچنان افزایش یابد، بازار به شیوه‌ای سخت‌تر مشکل را حل خواهد کرد: نابودی تقاضا؛ یعنی قیمت‌ها آن‌قدر بالا می‌روند که مصرف کاهش پیدا کند. در اینجا مساله مهم این است که این کاهش تقاضا در کجا رخ دهد. شاید کمی بی‌رحمانه به نظر برسد، اما برای اقتصاد جهانی اهمیت کمتری دارد اگر این اتفاق در کشوری کوچک مانند بنگلادش رخ دهد، جایی که نشانه‌هایی از آن از هم‌اکنون دیده می‌شود، تا اینکه کشوری بزرگ مانند آلمان شروع به کاهش مصرف خود کند؛ اتفاقی که در سال ۲۰۲۲ در جریان بحران انرژی اروپا رخ داد.

در ابتدا ترامپ جنگی با مدت چهار تا پنج هفته را هدف قرار داده بود. اکنون که هفته سوم در آستانه آغاز است، هزینه‌های انرژی همچنان افزایش خواهد یافت، اما به نظر من هنوز قابل مدیریت است. با این حال پس از آن، با هر روزی که درگیری ادامه پیدا کند، خطرات تورمی و اقتصادی بیشتر می‌شود. کاخ سفید قطعا از قدرت بازار نفت آگاه است؛ کافی است به صف طولانی اعضای کابینه نگاه کنید که در برنامه‌های زنده تلویزیونی حاضر می‌شوند و تلاش می‌کنند بازار را آرام کنند.

اگر جنگ ماه‌ها ادامه پیدا کند و تا آوریل و مه کشیده شود، چشم‌انداز بسیار تیره خواهد شد. قیمت نفت به سطوحی سرسام‌آور خواهد رسید و تورم را تشدید خواهد کرد. اما مشکل بزرگ‌تر رشد اقتصادی خواهد بود. اگر جنگ از چند روز و چند هفته به چند ماه کشیده شود، اقتصاددانان ناچار خواهند شد پیش‌بینی‌های خود درباره تولید ناخالص داخلی را کاهش دهند و این کاهش به‌صورت خطی نخواهد بود. در چنین شرایطی، رکود تورمی می‌تواند به یک خطر واقعی تبدیل شود.

* بلومبرگ