درگذشت فیلسوف معروف آلمانی در ۹۶ سالگی
انتشارات زورکامپ ناشر آثار و خانواده هابرماس روز شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ اعلام کردند که این فیلسوف نامدار در اشتارنبرگ، در ایالت بایرن آلمان، چشم از جهان فرو بسته است.
یورگن هابرماس (Jürgen Habermas) زاده ۱۸ ژوئن ۱۹۲۹ در دوسلدورف آلمان، از فیلسوفان و نظریهپردازان اجتماعی معاصر و وارث مکتب فرانکفورت است که در چهارچوب سنت نظریه انتقادی و پراگماتیسم آمریکایی فعالیت میکرد.
این فیلسوف آلمانی در اردیبهشت ۱۳۸۱ نیز به ایران سفر کرد و حدود یک هفته در ایران بود، در دانشگاه تهران سخنرانی کرد، به شیراز نیز رفت و در دانشگاه شیراز حضور یافت و در انجمن حکمت و فلسفه ایران سخنرانی کرد.
سفر او به ایران در آن زمان بازتاب گستردهای در محافل دانشگاهی و روشنفکری داشت و خود او نیز پس از بازگشت به آلمان، در گفتوگویی با روزنامه «فرانکفورتر آلگماینه» درباره این سفر و نتایج آن توضیح داد.
هابرماس در دانشگاههای گوتینگن، زوریخ و بن در آلمان، فلسفه، روانشناسی، ادبیات آلمانی و اقتصاد خواند. فعالیت حرفهای او در دهه ۱۹۵۰ در مؤسسه پژوهش اجتماعی فرانکفورت، زیر نظر تئودور آدورنو، آغاز و به یکی از چهرههای اصلی مکتب فرانکفورت بدل شد.
شهرت جهانی هابرماس بیش از همه با آثاری چون «دگرگونی ساختاری حوزه عمومی» در سال ۱۹۶۲ و «نظریه کنش ارتباطی» در سال ۱۹۸۱ پیوند خورده است. او در این آثار و نوشتههای دیگرش به مفهوم «فضای عمومی»، کیفیت گفتوگو در جوامع دموکراتیک، نسبت میان عقلانیت و قدرت، و بحران مشروعیت در نظامهای سیاسی پرداخت.
تمرکز پژوهشهای او بر روی شناختشناسی، مدرنیته و تجزیه و تحلیل تحولات اجتماعی جوامع پیشرفته صنعتی سرمایهداری و سیاست روز آلمان به ویژه با توجه به نقش رسانههای همگانی بود. شهرت او بیشتر به ابداع اصطلاح و تز «گستره همگانی» یا «فضای عمومی» است که فضایی فکری و اجتماعی را مدنظر دارد که در آن، فعالیتهای آگاهی بخش رسانهای به ایجاد زمینه برای بحثهای اجتماعی و انتقادی و ظهور چیزی که او آن را برای دموکراسی بنیادی میداند، میانجامد.
به نظر هابرماس اطلاعات (اکسیژن دموکراسی) در این گستره فرآوری میشود و هرچه فرایندها و روندهای این تولید، آزادتر و خردورزانه تر و با مشارکت حداکثری همه نیروهای اجتماعی باشد، مزایای دموکراسی واقعیتر و تأثیرگذارتر میشود. «گستره همگانی»، فضایی اجتماعی است که در آن مردم آزادانه شرایط اجتماعی خود را نقد کرده و مشکلات را برشمرده و بر جریان تصمیمگیری سیاسی تأثیر میگذارند. به نظر هابرماس «گستره همگانی»، خاستگاه افکار عمومی است
هابرماس در سال ۱۹۶۴ جانشین ماکس هورکهایمر در کرسی فلسفه و جامعهشناسی دانشگاه فرانکفورت شد. او در دهه ۱۹۶۰ از اعتراضات دانشجویی در آلمان غربی حمایت میکرد، اما بعدتر با آنچه رادیکال شدن این جنبش میدانست مرزبندی کرد و درباره خطرات «فاشیسم چپگرا» هشدار داد.
او در سال ۱۹۸۹ نیز از شیوه اتحاد دوباره آلمان انتقاد کرد و معتقد بود این روند بیش از حد تابع منطق بازار بوده و «مارک آلمان» (واحد پول این کشور) را به معیار اصلی تبدیل کرده است.
او اروپای متحد را تنها راه مقابله با اوجگیری در تقابل با ملیگرایی میدانست و در سالهای پایانی عمرش نیز از ایده یک پروژه فدرال اروپایی دفاع میکرد.
آثار هابرماس در ایران نیز خوانندگان فراوانی داشته و شماری از مهمترین کتابهای او به فارسی ترجمه شدهاند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.